زنده در گوران
سفینه مقدس را مردمان ما خلق کردند و تا به امروز پرستیدند و پاس داشتند. سفینه سیاه باید می آمد، سوختش مهیا بود دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت تا مردمان ما ثمره های نوید بخش سعادت خویش و سعادت سرنشینان سفینه مقدس را با پوست و استخوان لمس نمی نمودند آنی آرام و قرارنمی گرفتند. ولی افسوس در عصر ما آمد و ما اقلیتی بودیم بیشترین زجر را لمس کردیم زیرا نقشی در ورودش ، پرورشش و تداومش نداشتیم !
زندگی بی ثمر و شادی تباه شده مان یک ثمره مثبت داشت ما ابژه عبرت و پیکره های درس تشریح طب برای اخلافمان در کمک به سیر رو به تکامل اجتماعات انسانی آینده شدیم. زنده در گوران گورستان نصیر آباد روایتگر داستان زندگی همه ما هستند زندگی با وجود تلخی ها و شیرینی ها برای ما کیفیتی بین زندگی و مرگ بود، زندگان مرده ای بودیم که زندگی سپری شده مان نسبت به نبودن زندگی ارجعیتی نداشت .ذکر روایت درناک صرف این 50 نفر که در نوک قله فلاکت هستند تقلیل حقیقت کلان گورزیستی همگی ماست. آنان اجرای حقیقی هنری اکسپرسیوی حیات ما در دومین کشور ناشاد جهان هستند که ما در آن با زندگی غریبه ایم از ملیونها دانشجویی گرفته که در اتاقهای چند نفره خوابگاهها در بهترین سالهای زندگی از تمام لذتهای مشروع و آزادی های فردی حیات، سهم شان استمنا و سیگار کشیدن پنهانی است و هراس دایم از سرنوشت مبهم، بیکاری و زیست زیر خط فقر بعد از اتمام مقاطع تحصیلی است...تا ملیونها دختر و پسر جوانی که در فروشگاهها ، دفاتر ، آژانسها ، موسسات دولتی و خصوصی دستمزد روزانه شان چهار دلار است که دستمزد بردگی روزانه شان کفاف یک ساندویج گاز گرفتن همراه با آشامیدن یک نوشابه است و کولبرانی که در تلاش برای بقای حیات همیشه در خطر پایان حیات با شلیک مستقیم یا از دست دادن اندامهایشان در میادین مین هستند...
ما ملیونها انسان زنده در گور، نه معمار گور و نه گورکن و نه گورخر بودیم که همیشه بی پاسخگو خواهیم بود که چرا بی هیچ جرمی سهم یکباره مان از زیستن محکوم شدن به گورزیستی بود.
رامان ظاهری - سردشت 6 دی ماه 1395

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر