۱۴۰۴ اردیبهشت ۸, دوشنبه

 .

از وقتی به اروپا اومدم، همیشه آرزو داشتم که در روستاها بوی بز و گاو و گوسفند رو استشمام کنم، اما وقتی به اینجا رسیدم، دیدم که حتی در روستاها هم خانه‌ها پر از گل و پروانه‌های رنگارنگه! مردم هم از فروشگاه‌های زنجیره‌ای شیری می‌خرن که اصلاً معلوم نیست از کجا اومده! شیر یا یه ماده سفید رنگ که نامش شیر است! شاید در  یک کارخانه با هزار پیچ و خم و فیلتر و افزودنی فراوری و تولید شده، هیچ‌کس نمی‌دونه!


وقتی به یاد روستاهای خودمون می‌افتم، یاد می‌آرم که مثلا در نلاس، بیوران، قله رشه و... می‌شد شیر رو از دامدارها خرید، در جایی دور از کارخانه‌های بزرگ و بسته‌بندی‌های رنگارنگ، جایی که نه شلوغی بود، نه ماشینی‌شدن و نه نجوای تبلیغات شیر مهین در گوش. همون‌جا که دام‌ها توی چمنزار بودن و روزی‌شون رو از طبیعت می‌خوردن. اونجا می‌شد شیر رو مستقیم از دامدار خرید، شیر داغ داغ از پستان گاو، نه اینکه یک جعبه شیر بسته‌بندی شده، بی‌روح و فاقد احساس، از قفسه‌های فروشگاه برداری و به خونه ببری!


اما خوشبختانه، در  تعطیلات اخیر تونستم این تجربه رو توی فضای  شبیه به عصر پیشاصنعتی اروپایی پیدا کنم. در روستای  Lacollonge با آقای برنارد آشنا شدم که مثل خیلی از انسان‌های خوب دنیا، هم برای خودش و هم برای دیگران سبب خیر هست. سردار  با شور و شوق تمام احساساتم رو به فرانسوی برایش ترجمه کرد، او هم خوشحال شد و حتی محل چرای گاوهایش رو به ما نشون داد و چند قالب پنیر خوشمزه اضافی هم به ما هدیه داد. 

با بخشی از اون شیر برای بچه‌های خواهرم بستنی منحصر به فرد ماراس درست کردم. عطر شیر تازه، و در لبخند رضایت بچه‌ها که بستنی را مزه‌مزه می‌کردند دوست داشتنی بود. روز بعد، برای تشکر پیش برنارد دوباره برگشتیم و چند سرو بستنی برای برنارد هدیه بردم.


این تجربه، نه فقط شیر و پنیر و بستنی باستانی خاورمیانه ای بود بلکه یه مزه ای دلچسپ از اصالت و محبت انسانی و تجربه ای از حس های گذشته ها بود چیزی که در دنیای دیجیتالی امروز و میان بسته‌بندی‌ها و تبلیغات فراموش شده است .






















۱۴۰۰ بهمن ۴, دوشنبه


حضور دو روزه من برای حمایت از فعالان و شرکت کنندگان در رخداد اعتصاب غذای از اوین تا وین ، این فداکاری و گذشت اعتصاب کنندگان 

حضور دو روزه من برای حمایت از فعالان و شرکت کنندگان در رخداد اعتصاب غذای از اوین تا وین ، این فداکاری و گذشت اعتصاب کنندگان در حمایت از حقوق آزادی های انسانی قابل تقدیر  است . در این دیدار سعادت آشنایی از نزدیک با بانو مینا احدی که شهامت ، صداقت و مبارزه او در راه آرمانهای حقوق بشری و انقلابی اش طی سالها برایم ستودنی بوده است را پیدا کردم.
امیدوارم روزی دنیا به جای مذاکره با قاتلان و جانیان مردم ایران ، دستگاه جرم و جنایت نظام ملایی را به دست عدالت بسپارد.

این رخداد که بازتاب جهانی داشت با حضور اعتصاب کنندگان،  باری روزن دیپلمات ۷۵ ساله امریکایی که در جریان اشغال سفارت امریکا ۴۴۴ روز در اسارت رژیم اخوندی بوده است ، نزار زکا شهروند لبنانی که به اتهام جاسوسی چهار سال را در زندانهای رژیم گذرانده است، در جلو هتل کوبرگ وین محل احیای مذاکرات اتمی برای حمایت  از زندانیان از روز سه شنبه شروع شده است.
همزمان با اعتصاب غذای آقای روزن، جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و از اعضای سابق هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، مینا احدی، فعال سیاسی و حسن نایب هاشم، پزشک و فعال حقوق بشر و فریبا داوودی مهاجر، فعال سیاسی هم در اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران در مقابل هتل کوبورگ که محل مذاکرات هسته ای احیا برجام است، دست به اعتصاب غذا زدند.
















 

۱۴۰۰ شهریور ۱۲, جمعه

سبب نهایی ظهور نظام ملایی در ایران و افغانستان چه بود؟

 شباهت

سبب نهایی ظهور نظام ملایی در ایران و افغانستان  چه بود؟ 

1- ما هستم ولی مقصر نیستیم ما قربانی جبر تاریخی هستیم. جبر تاریخی, لباس , پوشش , باورهها و جهانبینی هایمان ما را به گونه ای ساخته است که مانند ناجیان مقدسی از خودمان باشیم. 

2-سبب, شباهت است ولی شباهت نه الزاما همراه با  طرفداری از آمدن ملا است.

طالب و خمینی دجال آینه تمام نمای مردم ما بودند.

شباهت ها جاذب هم اند برای مثال هنگامی که یک گروهی از مردم وارد یک محیط دانشگاهی و کاری بزرگ می شوند بعد از مدتی به طرز شگفت آسایی آدمها  مردمان شبیه به همدیگر را پیدا می کنند  و به یک یا چند گروه  دوستانه و تشکیلاتی نزدیک می شود که این گروهها بر مبنای شباهت در گرایشات مختلف فکری , سلیقه ای, قومی و علایق استوار خواهد بود , برای مثال گروه ورزش دوستان , سیاسیون , هنر دوستان , اقوام , میخواره گان , چرسی ها , دگرباشان , مذهبیون و ....

تمام دلایل خارجی, فساد و بی مدیریتی حکومت های سابق , توطئه امریکا و اسراییل  در ظهور ملاهای ایران و افغانستان را پیشاپیش از خواننده کامتنم می پذیرم اما بدون دلیل اصلی و نهایی که شباهت ما با ناجیان مقدس است پازل این حادثه تکمیل نمی شد. 

من یک مثال جالب برایتان می آورم استعمار انگلیس از طریق کمپانی هند شرقی چای را با کشتی از چین به انگلیس در قرن هیجدهم می برد , پس از مدتی استعمار به این فکر افتاد چایی را در خود انگلیس پرورش بدهد و بوته های چایی را به انگلیس بردند ولی هر چه قدر تلاشی کردند چای در آب و هوای انگلستان رشد پیدا نکرد. و دقیقا همینطور خمینی دجال و طالب محصول مردم ایران و افغانستان و خاک آنجا بودند و همانجا تمام شرایط رشد شان فراهم بود.

 مثلا اگر پاکستان , امریکا و .. با پشتیبانی , تبلیغ و دادن اسلحله  و پیسه هزار سال هم تلاش می کردند نمی توانستند خمینی دجال را در ژاپن و یا و طالب را در فلیپین ، گرجیا و  یا ارمنیا رشد بدهند و بر سر کار بیاورند چون خاک این سرزمین ها  مساعد پیدایش طالب و خمینی دجال نیست مگر اینکه از خارج از این کشورها مسلمانان برای جهاد به آنجا حمله می کردند.

در هنگام ظهور خمینی دجال مردم ساده , مومن و روستایی ایران از پوشش تا باورها یشان شباهت  شدیدی به خمینی و پیروانش نزدیکش داشتند. مردمان غیر فارس و غیر شیعه هم بیشترین عدم شباهت را با خمینی و پیروانش داشتند و همانها بیشترین تقابل را با نظام آخوندی داشتند ولی مجاهدان مقدس خمینی دجال اقدام به هلوکاست مردم کردستان و ترکمن صحرا نمودند.

توجه کنید حتی همان کسانی که می گویند طالب اسلام واقعی نیست و اسلام را خراب می کند  در تئوری , شباهت , فرهنگ , لباس و باور آیینی به طالب شباهت دارند. گاه این شباهت شدید است  و تمام مولفه های قومی, نژادی و فرهنگی را در بر می گیرد و در آن حالت بیشتری طرفداران طالب را می بینیم و بر عکس مثلا در مورد گروه قومی هزاره شاخه مذهبی آنها با طالب سنی و قومیت آنها با طالب تفاوت دارد و همین سبب شده است در میان این قوم کمترین عضو در در فرقه طالب پیدا بشود ولی باز مردم هزاره هم به نوعی نقطه اشتراکات بسیاری با طالب دارند مانند  باور دینی , دشمنی با امریکا , حب و دوستی با نظام آخوندی ایران و علاقه به ظهور نظام ملایی البته از نسخه شیعی آن را دارند.

توجه کنید به شباهت رهبران طالب تا ارتش چپلق پوش طالب از نظر باور آیینی و شباهت در پوشش سنتی شان تا در اشتراکات  پایگاه فکری , فرهنگ و باورهای آنها  با قاطبه مردم افغانستان و تفاوت جمهوری داکترها و انجینرها پنهتون رفته در افغانستان با مردم افغانستان و با ارتش مضمحل شده , مجهز , مدرن و پوتین پوش دولت افغانستان که خود آنها هم از نظر باور  شبیه و در تسخیر روحی طالب مقدس بودند  و در روح و درون خود شاید مقابله با طالب را محاربه با مجاهدین خدا می دانستند.  

و بعد از استقرار نظام مقدس ملایی  دوران سیاهی از ستم , فساد , جنایات و شوربختی انسانهای دربندی که به سبب شباهت شان زیر سلطه نظام ملایی قرار گرفته اند آغاز می گردد. حتی انسانها اگر تغیر هم بکنند دیگر برای رهایی دیر و دشوار خواهد بود چون  در نظام ملایی برخلاف نظام های اقتدار گرا یا دمکراتیک انسانی رهایی  انسانها بسیار نامحتمل است و به دشواری صورت می گیرد چون سازکار قدرت نظام ملایی قوی تر مbی شود و تفنگ چی های نظام ملایی همانند زمان به قدرت رسیدن برای تداوم قدرت از مرگ خود نمی هراسند چون مرگ را رسیدن به خدا و زندگی جاودانه پر از امکانات فسق و فسجور و عیش و نوش در بهشت می دانند و نه از کشتن , شکنجه , جنایات و تجاوز به دیگران می هراسند که آن را جهاد فی سبل الله می دانند.

کمترین عدم شباهت را با طالبها در افغانستان در بین اقوام  سیک و هندوی افغانستان و اقلیتی از مردان و زنان دگر اندیش می توان دید. . و کمترین شباهت ها را در ایران قبل از انقلاب منحوس خمینی در میان یهودیان ایران, بهاییان آذری و اپوزسیون غیر فارس سکولار ایران وجود داشت, آیا اگر آن نا شبیه ها هشتاد درصد جامعه افغانستان و ایران را تشکیل می دانند اکنون شاهد ظهور نظام مقدس ملایی در این کشورها می بودیم ؟! 

ر. ظاهری - 15 اگست وین


توضیح تصویر دوم : ورود ملایان امروز به ارگ ریاست جمهوری افغانستان و تصویر پایین سال 57 ورود ملایان به مراکز اداری کشوری.



۱۳۹۹ اسفند ۳۰, شنبه

 دیگر نمی خواهم رسم تبریک گویی نوروز را رعایت کنم ، مقامی در تشکیلاتی سیاسی هم نیستم که کلیشه تبریک و امید دادن به اینکه، سال آخر حیات رژیم است را بیان کنم. 

نصف زندگیم در ایران به امید بهبود اوضاع کشور و حتی حضور خیابانی در اعتراضاتی چون شورش دانشجویی ۷۸ و شورش ۸۸ گذشت. الان هم که از کشور رانده شده ام نمی خواهم در حسرت نامشخص تحقق پذیر و یا ناپذیر بودن رفتن نظام اخوندی زندگی کنم ولی این به معنی عدم کنشگری هم نیست،  رفتن نظام های دیکتاتوری اول از همه نظام پلید آخوندی خوشحال کننده ترین حادثه های خواهند بود که شاهد خواهم بود. 

برای بسیاری از ماها آرزوی  ساقط شدن نظام آخوندی نه به دلیل انگیزه فعالیت به عنوان مقام سیاسی در ایران آتی است و نه صرفا امید به بهبود اوضاع کشور است بلکه بخش زیادی از آن میل به انتقام است و آرزوی دیدن خفت استبداد متعفن دینی است که سهم یکبار از حق زیستنی شاد ، طبیعی و امروزی را از اکثریت ماها گرفت و به سیاهی کشاند.

ر. ظاهری - وین - نوروز ۱۴۰۰ شمسی


۱۳۹۹ دی ۲۹, دوشنبه

 ترامپ یا بایدن ؟


* حکومت به قول بعضی ها بیشتر از امام زمان منتظر ظهور بایدن بود و در ظاهر آنها الان موفق شده اند و چهار سال مقاومت آنها در انتظار تغیر حاکم آمریکا به ثمر نشسته است.


* ایرانی های  که متمایل به جریان های چپ بودند به شدت مخالف ترامپ بودند و به طرفداران ترامپ می گفتند ترامپیست ها و طرافداران ترامپ هم به هر کسی که مخالف ترامپ بود گلوبالیسم ها می گفتند.


* اپوزیسیون برانداز و مردم عادی ایران با وجود مصائب اقتصادی آرزوی ماندن ترامپ را داشتند و امیدوار بودند که سیاست ها و برنامه های او به تغیرات در ایران کمک خواهد کرد و اینکه این برنامه تحریم اقتصادی شاید همان سناریویی که منجر به سقوط صدام بود را دنبال می کرد‌. و حالا مردم احساس می کنند تحمیل این همه مشکلات و وخیم تر شدن وضع معیشت و اقتصاد آنها ثمره ای نداشته است.


- و من که این کامنت را می نویسم بنا به دلایلی هم نفرت داشتم از ترامپ هم  مانند بخش زیادی از مخالفان امیدوار بودم سیاست های ترامپ کمک بکند به تغیرات در ایران و از این حیث از او نفرت داشتم که او در سیاست ها و برنامه هایش کمترین توجه را حتی شعار گونه نسبت به مسایل حقوق بشری در ایران و خواست های مردم نداشت. او  هدفش تغیر حکومت ایران نبود بلکه معامله و توافق و با عمامه داران بود و خودش قبلا ابراز داشته بود که ایران با همین حاکمان می تواند کشور بزرگی باشد. و مورد دیگر اینکه سیاست تحریم اقتصادی او بیشتر هدف آن مجازات مردم ایران بود تا حاکمان ایران. 

و مورد نفرت انگیز دیگر ترامپ معامله ترامپ با اردوغان و فروختن متحدان کرد امریکا بود که مناطق کردنشین سوریه را اداره می کردند بود. و سیاست تاسف بار دیگر او در مذاکره و به رسمیت شناختن عمامه داران طالبان افغانستان بود.

و نفرت انگیز تر از همه  او هم مانند حسین اوباما  کمکی به مردم سوریه در ساقط کردن نظام شیطانی اسد و کمک به مردم کابوس دیده این کشور برای فراهم کردن امکان انتخابات آزاد و تعین حکومت توسط مردم سوریه نکرد او فقط دو تا حمله موشکی سمبولیک با اطلاع قبلی علیه رژیم اسد انجام داد.


حالا دیگر لعنت به هر دوتای شان چه دمکرات و چه جمهوری خواه 😄



حوادث و روند تاریخ برای بزرگترین تحلیگران و سیاستمداران قابل پیش بینی نیست که به مراد ما خواهد بود یا نه .

چهار سال پیش رهبر انقلاب ترامپ را به هیلاری کلینتون که مخالف رژیم اسد بود ترجیح می داد و من شنیدم که خلیفه خبیث اخوندی گفتند هر چند فرقی بین دو تا نیست اما ترامپ صداق تر است. ترامپ مشکلی با ماندن نظام اسد که بزرگترین دستاورد سیاست خارجه ایران از نگاه جمهوری اسلامی بود نداشت.


ر.ظاهری - ۷ سپتامبر ۲۰۲۱

۱۳۹۸ بهمن ۲۴, پنجشنبه


من که از جور سرزمین قاضی صلواتی های اهریمن منش و اهریمن منظر خلافت بربری نر سالار ایران اسلامی گریخته بودم ، دادگاهی ام در حضور تو شیرین ، مهربان ایزد بانوی قاضی چه لحظه ای اثیری و جاودانه بود.
در میانه زندگی سرنوشت از میان کشورها مرا به اینجا برد. جای که به آن نااندیشیده بودم.
یکسال و اندی  پیش با پای اسیب دیده از راههای دشوار خسته از گذر مرزها  تیره و روشن از بدو رسیدنم به اینجا رفتار انسانی پلیس را دیدیم و خوبی مردمانش را در شهرهای و روستاها و جاده های همیشه زیبایش را فراموش نخواهم کرد و حمایت دولت را که در دوره پناهجویی بررسی پرونده من را به عهده گرفتند و فضای مناسب در اختیار من قرار دادند از یاد نخواهم برد.  در کودکی با اشعار میهنی با زبان غیر مادری در مدرسه احساس تعلق به میهن را به ما یاد دادند ولی زود فهمیدم  که ما کردها مظلوم ترین قوم جهانیم و بی کشوریم و در اینجا اولین باری بود که احساس کردم می شود نسبت به جایی احساس کشور داشتن پیدا کرد.  کشوری قابل احترام با موازین انسانی و دمکراسی  و تاریخی پر از انسانهای بزرگ در عرصه دانش ، هنر و فلسفه ...  تشکر برای همه چیز...  امیدوارم فرد مفیدی باشم.
دادگاهی ام در حضور تو شیرین ، مهربان ایزد بانوی قاضی چه لحظه ای اثیری و جاودانه ای بود.

ر.ظاهری - ۱۳ فوریه ۲۰۲۰

Ich war mit den bösen Geistern und dem bösen Gesicht des Islam und den Dämonen der Barbaren des von Männern dominierten Islamischen Kalifats des Iran aus dem Land des Richters Salavat-es geflohen, was für ein ewiger und unsterblicher Moment in Gegenwart von Ihnen, Süße , liebe Richterin Göttin. Mitten im Leben hat mich das Schicksal quer durch Länder hierher geführt, wo ich nicht darüber nachgedacht hatte. Vor einem Jahr sahen wir mit verletzten Beinen auf dem Weg der Müden, die müde waren, die dunklen und klaren Grenzen zu überschreiten, das humanitäre Verhalten der Polizei, ohne das Wohl der Menschen in ihren immer schönen Städten und Dörfern zu vergessen und die Unterstützung der Regierung, die während meines Asylverfahrens meinen Fall übernahm und mir den richtigen Lebensraum verschaffte.
Als Kind mit einer nicht muttersprachlichen Sprache in der Schule wurde uns aber das Gefühl der Zugehörigkeit zur Heimat vermittelt.
Aber bald wurde mir klar, dass die Kurden, die wir sind, die am meisten unterdrückten Menschen der Welt sind, ohne ein Land. und als ich hierher kam, war es das erste Mal, dass ich das Gefühl hatte, zu einem Land zu gehören. Ein respektiertes Gegenteil von menschlichen Maßstäben, Demokratie und Geschichte voller großartiger Menschen in den Bereichen Wissenschaft, Kunst und Philosophie. Vielen Dank für alles. Ich hoffe, eine nützliche Person zu sein.
Was für ein ewiger und unsterblicher Moment, in Gegenwart deiner süßen, lieben Richterin Göttin.
Was für ein Moment der Ewigkeit und Unsterblichkeit für den Richter, in Gegenwart Ihrer süßen, lieben Richterin Göttin.

R. Z. Poysdorf - 13. Februar 2020









۱۳۹۸ دی ۱۴, شنبه

Meine Ausführungen unter den Aktivisten unserer Stadt zur Verurteilung des Assad-Regimes und der iranischen Regierung beim chemischen Beschuss der Stadt Khan Sheikhun in Syrien - sardasht  April 4, 2017.                                             


Die populärste kurdischsprachige Fernseh- und Radioprogrammsendung auf Rudaw TV und Website sendet meine symbolische Aktivität aus Protest gegen die verbleibenden Landminen, bei denen Zivilisten im Iran getötet wurden.

https://www.rudaw.net/sorani/middleeast/iran/020520162