۱۳۹۵ دی ۸, چهارشنبه


زنده در گوران
سفینه مقدس را مردمان ما خلق کردند و تا به امروز پرستیدند و پاس داشتند. سفینه سیاه باید می آمد، سوختش مهیا بود دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت تا مردمان ما ثمره های نوید بخش سعادت خویش و سعادت سرنشینان سفینه مقدس را با پوست و استخوان لمس نمی نمودند آنی آرام و قرارنمی گرفتند. ولی افسوس در عصر ما آمد و ما اقلیتی بودیم بیشترین زجر را لمس کردیم زیرا نقشی در ورودش ، پرورشش و تداومش نداشتیم !
زندگی بی ثمر و شادی تباه شده مان یک ثمره مثبت داشت ما ابژه عبرت و پیکره های درس تشریح طب برای اخلافمان در کمک به سیر رو به تکامل اجتماعات انسانی آینده شدیم. زنده در گوران گورستان نصیر آباد روایتگر داستان زندگی همه ما هستند زندگی با وجود تلخی ها و شیرینی ها برای ما کیفیتی بین زندگی و مرگ بود، زندگان مرده ای بودیم که زندگی سپری شده مان نسبت به نبودن زندگی ارجعیتی نداشت .ذکر روایت درناک صرف این 50 نفر که در نوک قله فلاکت هستند تقلیل حقیقت کلان گورزیستی همگی ماست. آنان اجرای حقیقی هنری اکسپرسیوی حیات ما در دومین کشور ناشاد جهان هستند که ما در آن با زندگی غریبه ایم از ملیونها دانشجویی گرفته که در اتاقهای چند نفره خوابگاهها در بهترین سالهای زندگی از تمام لذتهای مشروع و آزادی های فردی حیات، سهم شان استمنا و سیگار کشیدن پنهانی است و هراس دایم از سرنوشت مبهم، بیکاری و زیست زیر خط فقر بعد از اتمام مقاطع تحصیلی است...تا ملیونها دختر و پسر جوانی که در فروشگاهها ، دفاتر ، آژانسها ، موسسات دولتی و خصوصی دستمزد روزانه شان چهار دلار است که دستمزد بردگی روزانه شان کفاف یک ساندویج گاز گرفتن همراه با آشامیدن یک نوشابه است و کولبرانی که در تلاش برای بقای حیات همیشه در خطر پایان حیات با شلیک مستقیم یا از دست دادن اندامهایشان در میادین مین هستند...
ما ملیونها انسان زنده در گور، نه معمار گور و نه گورکن و نه گورخر بودیم که همیشه بی پاسخگو خواهیم بود که چرا بی هیچ جرمی سهم یکباره مان از زیستن محکوم شدن به گورزیستی بود.


رامان ظاهری - سردشت 6 دی ماه 1395



۱۳۹۵ آذر ۳۰, سه‌شنبه



 من از وقوع این حادثه خوشحال نیستم هم به سبب نفی ماهیت ترور و خشونت و هم به این دلیل که روسیه آن را نه به معنی پیامی از آغاز جوانه زدن بذرهای بیداگری اش دریافت می کند که به خود بازنگرد بلکه انتقامش را،  انتقامی که نه از سر تاثر برای جان سفیرش است ، بلکه دستاویزی برای  مشروع نمایاندن خود و انجام  کشتار و خشونت بیشتر علیه مردم بیگناه سوریه بکار خواهد گرفت.  سفیر بی گناه روسیه هم قربانی همان جنگنده های پرافتخار مصون از عدالت روسیه شده است. و عمل قاتل هم به همان اندازه مرکب سواران سخوهای روسی کراهت دارد که به قتل دسته جمعی کودکان حلب می پرداختند، یافتن ریشه های علت قربانی شدن این سفیر مرحوم درعواملی چون حمله تروریستی ، توطئه افراط گرایان ، نقشه امپریالیسم جهانی و ... بی اساس است.  قانون هستی بر اساس روابط کنش و واکنش ها ست ( بال زدن یک پروانه در نقطه‌ای از جهان، می‌تواند طوفانی را در نقطه‌ی دیگری بیافریند!)  این تازه اول کار است هلوکاست مردم مظلوم سوریه حادثه کوچک و قابل اغماضی نیست دهه ها  تبعات آن دامن مسببین، مشارکت کنند گان،  توجیه کنند گان و مبلغین این جنوساید را خواهد گرفت. اکنون روسیه و اسد  متحد پنهانی داعش هستند و امروز مسکو و پایتخت های متحدین داعش در امن و امانند.
القاعده را آمریکا در جنگ داخلی افغانستان در رقابت با کمونیست ها حمایت  و تقویت می کند و همان القاعد بعدها دشمن شماره یک امریکا می شود و اکنون کابوسی برای غرب در دو دهه اخیر شده است.
 برای 500 هزار انسان جانباخته با ملیونها نفر از اعضای خانوده هایشان و 1 میلیون انسان قطع عضو شده در هلوکاست  سوریه چه کسی مسئول و پاسخگوی برای قربانیان  خواهد بود  که مجرم چه کسی بود ؟ از کجا آمد و  به چه جرمی به این سرنوشت مبتلا شدند !!!  رفقای چپ که کشتار سوریه را افسانه رسانه های غربی می دانید و تمام گزارش های سازمان پزشکان بدون مرز ، دیده بان حقوق بشر، یونیسف و سازمان های حقوق بشری را دروغ های نهادهای وابسته به کشورهای استثمارگر امپریالیستی می دانید و جهان را در موضع  سوریه  به دو جبهه مطلق  اول: خودی شامل اسد - روسیه  و داعش  که آنها را طلایه داران مبارزه با تروریسم و حافظان ارزشهای انسانی در سوریه می دانید و ماها را مزدوران غربی مدافع امپریالیسم جهانی، تروریست ها ، مدافعین قطر، عربستان ، ترکیه و یا در نهایت تخفیف فریب خوردگان ساده لوح تبلیغات رسانه های امپریالیسمی می دانید، تقسیم کرده ا ید. ما در هیچ کدام از این دسته هایتان  قرار نمی گیریم  لعنت به هر دوتایشان، رسانه های ضد امپریالیسمی هچمون راشا تودای ، سپونتیک ، ایرانی ، تارنماهای جریانهای چپ و ... را که برایشان قداست قایل هستنید همانقدر حقانیت و تقدس دارند که رسانه های امپریالیسمی دارند و هر دو جبهه  در این فاجعه درناک مجرم می باشند ، ائتلاف شماها روسیه - اسد و داعش  که اقدام به بزرگترین هلوکاست قرن در سوریه نمود و امپریالیسم جهانی ، غرب و کشورهای عربی که ضمن حمایت از گروههای سلفی  برای انحراف خواستهای برحق ملت مظلوم سوریه و جلوگیری از سرایت جنبش رهای بخش بهار عربی به کشورهایشان ، دست ائتلاف اسد - روسیه و داعش را که حامی آن هستید را برای این جرم بزرگ باز گذاشتد.  همراهان ما جزء هیچ کدام از این دو دسته تعریف شده تان نیستیم  پیام ما ساده  بوده و است : همانگونه که در هنگام وقوع بلایای طبیعی که جان انسانها را در یک کشوری می گیرد این یک وظیفه حقوق بشری است که  کشورهای و ملتهای دیگر جهان به کمک مردم  کشور بحران زده  برای نجات آنها و مهار فاجعه بشتابند. در مورد فاجعه های تاریخی و انسانی هم هنگامی که در کشوری جلادی یا گروهی بجای پذیرش دمکراتیک و مسالمت آمیز خواستهای برحق توده های مظلوم  آن کشور شروع به سلاخی و کشتار دسته جمعی مردم می کنند  نظیر سوریه این یک تعهد حقوق بشری بود که کشورهای جهان از طریق توان سیاسی و نظامی خود  جلوی کشتار جنایتکار را می گرفتند ، سپس بستر را برای برقرای صلح ، اداره موقت بین اللملی آن  کشور ، برگزاری انتخابات آزاد ، تدوین  قانون اساسی جدید و سپردن اختیار سرنوشت مردم آن سرزمین را به دست خودشان را فراهم می کردند
ولی در عصر دیجیتال و ادعای اعتقاد به  میثاق های بین اللملی در حمایت از حقوق گروههای انسانی ، نباتات ، حیوانات و طبیعت و... به وسیله نحوه دخالت و مدیریت دو جبهه تعریفی تان سوریه تبدیل به حمام خون شد ، فاجعه سوریه  قبح ارتکاب به جنایت ، پذیرش جنایت و حمایت از جنایت را در اذهان انسان امروز کاست و بذرهای  قساوت ، بی رحمی ، انتقام و خصومت را در زمین های چنان مساعدی کاشت که ثمره های آن  دامن تر و خشک همه ما در دهه های آینده بگیرد. غرب بلافور ثمره های اولیه عمل نکردن به این وظیفه انسانی و تاریخی  را در مواجهه با بحران مهاجران و مشکلات آنها دید و دیروز سفیر بیگناه روسیه در استانبول جان می بازد. 
 اگر ما اعتقادی واقعی  به رحم وجدان و ارزش های انسانی هم  نداشتیم باید به قانون اثر پروانه ای می اندیشیدیم. ولی چه می شود گفت به ما ایرانیانی که مستقیم و به طرق مختلف در این فاجعه  دخالت داشتیم و به تبع آن مسولیت ما  در نقد و ممانعت از دخالتهای منفی کشور متبوع مان سنگین تر بود  بهترین های ماها با سکوت خود همدست با جانیان هلوکاست سوریه شدیم :(

 توضیح از مرجع ویکیپیدای فارسی (اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوبناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. سنگ بنای تئوری  آشوب جیسون(1966) است و اثر پروانه در مقاله ای از ادوارد لورنتس در ( 1961) مطرح می گردد این پدیده به اشاره به این دارد که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیارهٔ زمین مثلاً بال‌زدن پروانه می‌تواند باعث تغییرات شدید وقوع توفان در کشوری دیگر در آینده شود.)

رامان ظاهری - سردشت - 30 آذرماه 1395 






۱۳۹۵ آذر ۲۷, شنبه


 متحدین اسد و حلب
 
منقدین دخالت های شورای امنیت و غرب در بحران های جهانی چون هواداران نظامهای بسته و جریان های چپ همیشه به تکرار جملات پر بسامدی در این باره می پردازند که چگونه دخالت های دو دهه گذشته امپریالیسم در عراق ، لیبی ، افغانستان و ... منجر به بدتر شدن اوضاع آن مناطق و به بهم خوردن ثبات، امنیت ، بدتر شدن وضعیت زندگی و تجزیه آن کشورها شده است. 
مشکلات به وجود آمده هنگام دگرگونی ساختارها در کشورهای مذکور به جزء اینکه ناشی از تنش طبیعی برهم خوردن ساختارهای قبلی بوده است علت عمده آن ناشی از دخالت های آشوب گرانه  نظامهای مجاور در راستایی منصرف نمودن ، خاموش ساختن و مرعوب کردن جامعه جهانی و توده های تابع  قدرت بود که در موارد آتی احتمالی اراده ، خواست و حمایت  برای تغیر ساختارها در کشورهای که آنها بر آن حاکم اند ، انگیخته نشود، صورت می گرفت. در فاجعه سوریه  آمریکا در سوریه دخالت مستقیم نکرد و رویه سیاست خارجی اوباما مبتنی بر پایان دادن به نقش پلیسی امریکا در جهان بود وجود این خلاء در سوریه امکان حضور روسیه و ایران را در سوریه فراهم نمود. و چین و روسیه به طور متوالی اقدام به وتوی قطعنامه های شورای امنیت  در مورد سوریه نمودند و ایران با روسیه بازیگران اصلی حضور در سوریه عهده دار نقش حمایت از حفظ حکومت اسد شدند. در پی آن مردم دنیا شاهد وقوع  کشتاری که در قرن اخیر بی سابقه بوده است شدند. علیرغم انتقادات فراوان به سیاست غرب علی الخصوص اوباما به سبب استیصال در کمک به پایان دادن به بحران سوریه،  امریکا و غرب از این حیث خشنود اند که جهان شاهد این باشد که عدم  مدیریت بحران های بین اللملی توسط غرب و ممانعت روسیه  در تصویب قطعنامه های سازمان ملل برای مهار بحران در سوریه منجر به چه نابودی و قساوت ها ی بربری با دخالت ائتلاف اسد - روسیه - ایران  گردیده است. شاید با آشکار شدن نتایج شوم دخالت روسیه در سوریه، غرب به یک هدف رسیده باشد و بخواهد ضمن ملاحظه حساس تر شدن دخالت غرب در سوریه و ریسک درگیری بین روسیه و ناتو با بهرگیری از راهکاری مطمئن، دخالتی انسانی در جهت پایان دادن به این بحران درناک انسانی انجام دهد.
در مقابل تدابیر آتی غرب، ائتلاف اسد - روسیه - ایران  هم  تازه یک مرحله از فتح  پیروزمندانه و ویرانگر خود را در حلب پشت سر نهاده اند و اکنون ایست کوتاهی را برای روزهای جش، سرمستی ، پیروزی ، نفس تازه کردن بعد از یک پایان ، برنامه ریزی برای استراتژی جدید و همچنین خوابیدن اعتراضات شدید افکار عمومی جهانی و کشورهای دنیا  به سبب سقوط حلب توسط آنها که در ازای محاصره چند ماهه این شهر، نابودی تمامی شهر و کشتار کم سابقه غیر نظامیان حاصل شده است، در نظر گرفته اند. 
غرب بارها طرح حمایت از مخالفان میانه رو ، دادن اسلحه دفاع ضد هوایی به مخالفان و ایجاد حریم پرواز ممنوع را مطرح کرده ولی هیچ گاه اجرایی ننموده است و اکنون در استانه انتقال قدرت در آمریکا ترامپ وعده ایجاد منطقه ای امن با هزینه و مشارکت کشورهای عربی را داده است ولی قبل از هر اقدام حمایتگرانه غرب از اپوزیسیون سوریه ، روسیه  نمی خواهد اجازه هیچ ابتکار عملی را به غرب بدهد، روسیه می خواهد فاتح و قهرمان میدان باشد  تصرف حلب برای آنها به مفهوم و نیت تعین کننده شدن در سرنوشت جنگ و اهرم فشار دست بالا در مزاکره با مخالفان بوده انجام گرفته است پوتین پیشنهاد برگزاری مذاکراتی دیگر با اپوزیسون سوریه در قزاقستان به جزء مذاکراتی که در ژنو در جریان است را داده است و این مذاکرات بدون شک برای روسیه با نیت اولیتیماتومی به گروهها اپوزیسیون خواهد بود که  بر سر کار ماندن اسد را بپذیرند و به تغیراتی سطحی و نمایشی در سوریه آینده که روسیه ، ایران و حکومت سوریه در نظر دارند رضایت دهند، مسلما مخالفین اسد این شرایط را نخواهند پذیرفت و روسیه هم  این نتیجه را پیش بینی می کند و به برنامه موفق قبلا تجربه شده و از پیش درنظر گرفته شده  خود تلاش برای  تداوم محاصره ، نابودی و بمباران ویرانگر اهدافش خواهد داد.
 ولی در پایان این وقفه در جنگ  ائتلاف اسد - روسیه - ایران با چه نیروهای درگیر خواهند شد و آیا موفق به تسلط کامل بر سوریه گردید ؟
 مناطق تحت تصرف کردها که آنها همیشه دیپولماسی ایجاد کمترین تنش و کسب بیشترین حمایت و سازش از بازیگران در بحران سوریه را در پیش گرفته اند و از حمایت آمریکا هم بعد از نبرد کوبانی برخوردار شده اند و مناسبات خوبی با روسها هم دارند، استراتژی نظامی آنها تاکنون نه درگیر شدن و نه حمایت کردن هم از اسد و هم از اپوزیسیون غیر داعش بوده است  تنها اخیرا در عملیات محاصره و تصرف حلب با نیروهای اسد همکاری داشتند. اسد هم با کردها به گونه ای رفتار کرده است که موجب فرسایش بیشتر برای او در جنگ با مخالفان و افزاینده نیروهای مخالف در نبردش نباشد اسد و کردها با هم  سازشهای غیر علنی داشته اند ، اکنون درگیری با آنها حساسیت حمایت آمریکا را هم ایجاد خواهد نمود، اسد اعمال اراده قهری ، تهدید آمیز یا ملزم کردن کردها را به سازش مطابق خواستش را بر آنها  به آخرین مرحله از برنامه پیروزی متصوری که از کنترل دوباره سوریه در ذهن دارد موکول کرده است و در مورد داعش  هم  وجود فعلی داعش برای مشروعیت اسد کماکان ضروری است و تاکنون ائتلاف اسد - روسیه - ایران به جزء درگیری هایی مختصر برخورد چندانی با همدیگر نداشته اند، چند ماه پیش هم وزیر خارجه سوریه اعلام کرده  بود که اولویت آنها درگیر شدن با داعش نیست. رژیم سوریه نحوه و توالی مدیریت برخورد با گروه داعش را بصورت استراتژی تهاجمی و از بین بردن این  گروه را در پیروزی مورد نظرش به هنگام نابودی آخرین صفوف مخالفانش به قبل از برخورد با کردها موکول کرده است. در گیر شدن نیروهای ائتلاف اسد با مناطق تحت کنترل نیروهای سپر فرات که با مشارکت ترکیه شروع شده است برای نیروهای همراه اسد  فعلا بغرنج و حساسیت زا خواهد بود. بنابراین پایان ایست ائتلاف اسد - روسیه - ایران بعد از دستیابی به حلب با  شروع درگیری در برابر اپوزیسیون استان ادلب و دیگر نقاط تحت کنترل اپوزیسیون با تداوم برنامه نظامی  سابق روسیه دوباره آغاز خواهد شد .
  غرب که بعد از انتقادات جهانی به سبب بی کنشی در بحران سوریه و نتایج درناک دخالت ایران و روسیه در این کشور  شاید بیشتر از هر زمانی مصمم به انجام اقدامی درجهت ارایه چهره ای کمک خواهانه و حمایتی انسانی در برابر فجایع گروه مقابل ، شده باشد و هر اقدام غرب در حمایت از اپوزیسیون و یا کمک به غیر نظامیان با حمایت اعراب همراه خواهد گشت چرا که احساسات آنها  بعد از سقوط  حلب به سبب دخالت ایران تحریک شده تر و جریحه دارتر شده است ، هر چند  قطعیت و نحوه آن حمایتها هنوز مشخص نیست  ولی اقدامات آتی غرب و اعراب ،  مقاومت و حضور نیروهای سپر فرات و اپوزیسیون سوریه به صورت موانعی اصلی و حضور داعش و کردها پس از آن چالش های بعدی  برای ائتلاف پشتیبان اسد هستند که حتی اکنون بعد از حصول حلب  به دست فاتحان حلب که برایشان پیروزیی سرنوشت ساز تلقی می شد امکان دستیابی و سلطه دوباره  بر تمامیت ارضی سوریه را برای رژیم اسد و ماندن  دایمی این حکومت را دشوار باقی گذاشته است. 

رامان ظاهری - 29 - آذرماه 1395 






آنها می گویند تمام مستندات هلوکاست سوریه دروغ است و فریب رسانه های استثمارگر سرمایه داری، جلوه های ویژه هالیودی ، گریم ، فتومونتاژ و تئاتر خیابانی است . آنها می گویند پزشکان بدون مرز ، یونیسف ، دیده بان حقوق بشر، عفو اللمل و سازمانهای حقوق بشری همه و همه دروغ می گویند و مزدور امپریالیسم هستند. آنها می گویند این ماییم که راست می گوییم و رسانه های ضد امپریالیسمی ما نند رسانه های ایرانی ، راشا تودای ، سپونتیک و تارنماهای جریانهای چپ و نویسندگان شان راست می گویند چون اینها دستگاه القای فکری و تبلیغاتی نیستند بلکه حقیت آسمانی را بر زبان می رانند روشنگر حقیقت اند، آنها می گویند مردم و توده ها فریب می خورند و قادر نبوده دروغ را از واقعیت تمیز دهند چون شعورشان تحت تاثیر رسانه های امپریالیستی غربی است و برای درک حقیقت باید به سخن ما گوش جان بسپارند که پیامبران عدالت ، حقیقت ایم آنها می گویند هرکسی را که تاکنون ائتلاف اسد - روسیه و ... کشته است تروریست بوده و بزرگترین نسل کشی قرن اخیر توسط خدایگان شان افسانه رسانه های غربیست ، خدایگان شان قهرمانان آزادی و رستگاری انسان اند و نیک ترین مردان خدای بر روی زمین هستند.
رامان ظاهری - سردشت - 27 آذرماه 1395

۱۳۹۵ آذر ۲۵, پنجشنبه




داعش که محصول اسد - روسیه و همپیمانانش است و اسد راز مشروعیت بخشی و ایجاد کننده الزام برای برقرار ماندن اسد از زمان ارایه داعش بعد از انقلاب تا الان بوده است ، اگر در حلب مستقر بود روسیه و همپیمانانش که حلب را با خاک یکسان نمی کردند و به کشتار جمعی مردمانش نمی پرداختند و حلب چون رقه پایتخت داعش در امن و آسایش بسر می برد. ولی زینهار روزی را که روسیه چنین ارباب قسی القلبی که هیچ چیزی از مفاهیمی چون وجدان، اخلاق ، عهد ، شفقت و ارزش انسانی برایش قابل فهم و درک نیست  نفعش ایجاب کند که اقمار قسی القلب چون خویش را به مسلخ بسپارد ، اقمارش این هراس را بصورت غریزی و منطقی درک کرده اند به همین سبب درصدد ایجاد پیوستگی بیشتر و فراهم ساختن خود چون منبعی از منفعت مستمر برای روسیه تبدیل می کنند .

رامان ظاهری - سردشت - 25 آذرماه 1395





۱۳۹۵ آذر ۲۳, سه‌شنبه

                                  
ننگین ترین فتح قرن

کمونیست ها ، داعشیها ، مدافعین حرم ، اسدیست ها ، بعثی ها و ... سرمست اند از آشامیدن خون کودکان ، زنان و مردان حلب، می رقصند و عربده می کشند از شادی کشتارهای میدانی پزشکان ، پرستاران ، کادرهای درمانی ، تجاوز به زنان حلب مظلوم ، فرو ریختن بمب های بشکه ای و آتشزا بر سر مردم بی دفاع و نابودی مدارس و بیمارستانها توسط ائتلاف شیطان ، در روز سقوط حلب غریو شادی سر می دهند، شیرینی و شکلات آلوده به خون بخش می کنند و شادمانانه سرود شکست امپریالسیم و کفر را می خوانند و سلام درود می فرستند به روح خبیث لینین ، مائو ، استالین، پل پت ، فیدل شاه و ..! اکنون در روز ثبت کارنامه قهرمانانه جدید شان   پرچم سرخ تشنه به خونشان را در حلب غرق در خون به اهتزاز در آورده اند.
هلوکاست سوریه و حلب لکه ننگی بر پیشانی بشریت معاصر بود که همیشه بر جبین اش حجاری خواهد شد ، بزرگترین ضایعه انسانی بود که از قبح ارتکاب به جنایت ، حمایت از جنایت ، تجاوز ، کشتار و سکوت در برابر جنایت از سوی ظالم در برابر مظلوم را در ذهن بشریت سده بیست و یکم کاست. شروع بدشگونی در آغازه سده بود که آستانه تحمل پذیرش تباهی ، قساوت و مشاهده مظلوم قربانی شده در دست ظالم را از سوی انسان ناظر بیشتر نمود و به دامنه آزادی عمل شیطان در اقدام به خباثت افزود. سوریه نمونه و اسطوره مظلومیت و بی پناهی ملتی است که جهان آن را برای ذبح شدن در دست قصابان رها گذاشت و زندگی سرافراز را برای قصابان رها از دست عدالت ممکن نمود.
حلب و سوریه کارنامه روسیاهی ابدی را برای جلادان ائتلاف اسد - داعش -روسیه و همراهانش و قدرتهای مماشاتگری که می توانستند اقدامی در ممانعت از وقوع جنوساید داشته باشند باقی خواهد گذاشت. هلوکاست و ویرانی کامل حلب را جلادان و حامیانشان که ننگین ترین فتح سده است " آزادی حلب " نام می برند. ای ننگن های تاریخ ، حلب اسطوره همیشگی مظلومیت و مقاومت مردمانش در پژواک شعر ، هنر ، موسیقی و آفرینش های هنری باقی خواهد ماند. "شب دراز است قلندر بیدار"

رامان ظاهری - سردشت - 23 آذرماه 1395 



                                                         


( منبع خبرگزاری فارس )پخش شیرینی و شکلات به مناسبت شکست تروریست‌ها در حلب      


۱۳۹۵ آذر ۱۴, یکشنبه

دوستان قضاوت را به شما می سپارم.

چند روز پیش آقای هیمن سیدی بزرگوار که تحلیل گر سیاسی کردستان و منطقه می باشند و ارادت و احترام زیادی برای ایشان قایل هستم و همیشه از یاداشتها و مطالب ایشان در این دو ساله اخیر استفاده نموده ام، پستی که که متن آن در تصویر هست را به اشتراک گذاشته بودند و من این کامنتی را زیر پست ایشان که در پایان نوشته می بینید نوشتم ، بعد از آن بلوک شده و کامنت من حذف شد. بنده ایشان را صاحب اختیار می دانم و بنده حقیر در مقام یک مخاطب عامی کاملا این حق را به ایشان می دهم که می توانند هر مخاطبی را که بخواهند اضافه ، حذف و یا حتی بلوک نمایند و بنده هم می توانم از بین تعداد بیشمار پیج های مختلف دیگر برای مخاطب شدن و متکلم شدن و یا هردو پیج های دیگر را گزینش نمایم و اصلا ملالی از این حیث نیست ولی این اتفاق باعث ایجاد حیرت ، سوال ها و کلنجارهای در من شد که با دوستانم در میان می گذارم که باعث گردد درمورد دلایل و ضرورت های ایجاب حذف کردن مخاطبان توسط گرداننده گان پیج ها به طور کلی و بطور اخص در باره مورد اخیر بنده که نتیجه رابطه مطلب آن بزرگوار و محتوی صحیح یا نسجیده کامنت بنده و بوده است بیشتر آگاه گردم.
1- اعتقاد دارم که فضای رسانه های مردمی جدید که شبکه های اجتماعی می باشند بستری برای دیالوگ و گفتگوی دو جانبه برای همه ما انسانها از مخاطب عادی تا مولف ، روزنامه نگار و سیاستمدار حرفه ای فراهم آورده است، امکانی که قبلا با سلطه رسانه های که حکومتی ، حزبی، مطبوعاتی و ... که نیاز به ابزار مالی و فنی گرانقیمت داشتند ممکن نبود ولی با آمدن شبکه های اجتماعی این سلطه رسانه ای و تک صدایی یک سویه به سوی تضعیف شدن رفت. با توجه به اینکه اکثر ما در جوامعی استبداد زده ذهن و جسم مان تکوین یافته است من این رسانه ها را اتفاق خوش یمنی برای تمرین گفتگوی دو طرفه و شنیدن دیدگاه مخالف نه الزاما پذیرش آن می دانستم که با به بحث گذاشتن پست ها و کامنت هایمان می توانیم به دیدگاه های مخاطب مخالف و موافق خود پی برده ، شنیده و در نهایت رد و تایید نماییم.
2- اگر آن قابلیت بالا را از رسانه های مردمی در امکان ابراز واکنش برای مخاطب و دیالوگ دو سویه را بین مخاطبان و مولفین و بین مخاطبان با همدیگر از بین ببریم مانند دیدن و شنیدن دیدگا ههای متفاوت و مخالف مان و تنها در لیست مخاطبان مان افرای را که کاملا همفکر و تایید کننده ما هستند بپذیریم بسیاری از ارزش های و پتانسیل های این رسانه که قبلا ممکن نبود از بین خواهد رفت . و حتی این تاثیر گذاشتن بر دیدگاه مخالفان که کار ما را کنش گرانه و ارزشمند می کند وجود نخواهد داشت و اگر قرار باشد همه مخاطبان ما موافق ما باشند تنها به تکرار چرخه صداهای موافق خواهیم پرداخت.
3 - بنده علاقه ای به ورود به سیاست چون حضور در کنش قدرت ندارم و آن را هم اصلا بد نمی دانم ولی بسیاری از ماها که علاقه به حضور در عرصه سیاسی احتمالی ، چون حزب ، پارلمان ، شرکت در انتخابات ، مناصب حکومتی و ... داریم اگر نتوانیم در همین فضای مجازی و رسانه های دوسویه تحمل شنیدن آرا و دیدگاههای مخالف و متفاوت را داشته باشیم آیا در صورت حصول سمت های سیاسی در جامعه احتمالی به عنوان اعمال کننده قدرت این تحمل پذیری را در برابر دیگر جریانهای خواستار مشارکت در قدرت و یا مردم به عنوان اعمال شوندگان قدرت را خواهیم داشت ؟
4 - آقای سیدی اصل کامنت من را هم پاک کرده اند. هدف مخاطبان در گذاشتن کامنت از سوی کامت گذار فقط مدیر و گرداننده پیج به تنهایی نیست بلکه مدنظر کامنت گزاران دیگر و بیننده گان آن پست هم می باشند. با بلوک کردن و بعد زدودن کامنت یک کامنت گزار امکان دیده شدن کامنت او نظرش را از سوی دیگر مخاطبان پیج هم از دست خواهد رفت و کامنت گزار هم امکان بازخورد و نظر بینندگان کامنت خود را از دست خواهد داد و شاید من نوعی به عنوان یک کامنت گزار دید گاه اشتباهی را در پیش گرفته باشم و شاید هم صحیح با به معرض دیدگذاشتن دیدگاه مان بصورت کامنت ما می توانیم به خوانش ها و دیدگاههای مخالف و موافق دست یابیم و چه بسا از روشنگری های دیگر بیننده گان کامنت هم استفاده نموده و نگاه خود را تعدیل ، اصلاح و یا حتی تغیر بدهم.

5 - یک پیج شخصی مدیریت و مالکیت آن مربوط به همان شخص است و حق دارد هرکسی را بلاک نماید و یا بپذیرد و هر کامنتی را که خواست حذف نماید ولی در مورد پیج آقای سیدی درست است در بستر یک پیج شخصی است ولی کاملا کارکرد پیج پابلیک را دارد و به موضوعات سیاسی منطقه ای و علی الخصوص روژئاوا ( کردستان سوریه ) می پردازد. در عین حال عواملی که بطور معمول حذف ، بلاک کردن و خارج کردن یک مخاطب را از لیست مخاطبان مولف مدیر و مولف پیج موجه و پذیرفتنی می نماید گاه کنش های مزاحمت گونه ، توهین آمیز و نوشتن کامنت های است که خارج از ادب و چارچوب ها اصول نقد هستند، می باشد. در مورد بلاک و زدودن کامنت من نمی دانم کدام عامل دخیل بوده است من این قضاوت را به دوستان می سپارم که هم راجع به ضرورت های که این از عدم دسترسی خارج کردن مخاطب یک پیج را از سوی مولف پیج به طور کلی ایجاب می نماید و هم در مورد من اگر تخطی از ادب و چارچوب نقد صورت گرفته است مرا آگاه نمایند.


 
پست ایشان را بصورت تصور عکس گرفته شده مشاهد می کنید.




کامنت اینجانب : 
اردغان شخصیتی خاکستری است با دو احساس و دو نگاه از سوی دو طیف مخاطب در منطقه از یک نگاه برای من و همزبانانم به سبب موضع جلادانه اش نسبت به کردها ، سرکوب ، خفقان هایش موجودی منفور است و دشمنی رذیل و حسود که ضمن سرکوب کردهای ترکیه تاب دیدن تشکیل یک دولت کردی را در روژآئا (کردستان سوریه ) را ندارد . ولی از نگاه اکثریت سوریه های غیر کرد چه ؟ من برای یافتن واقعیت نسبت به این مساله که سوریه برایم یکی یکی از بزرگترین آزارهای زندگیم بوده است با کاربران فیس بوکی که از مردم عادی در حلب بودند ارتباط بر قرار کرده و بارها دیالوگ کرده ام و دریافتم برای مردم مظلوم سوریه که توسط ائتلاف اسد- داعش - روسیه و .. سلاخی و جنوساید می شوند و تمام مردم دنیا در برابر این فاجعه سکوت کرده اند ارودغان هر چند متهم به مماشات و معامله با اسد بر سر حلب بوده است ، یک قهرمان است و دولت ترکیه با شرکت شاخه های از ارتش آزاد شروع به تصرف مناطق زیادی که تحت کنترل داعش بوده است ، نموده با دو هدف که آن مناطق به دست ی پ گ و نیروهای همراه اسد نیافتد. قربانی شدن نیم ملیون انسان مظلوم در انقلاب سوریه توسط رژیم بعث اسد و سپس بر سر کار ماندن اسد قصاب ، آزار و دردی بی پایان برای نتیجه و رهاورد انقلاب پر هزینه یک ملت خواهد بود که توسط ائتلاف داعش - اسد - روسیه و ... به بزرگترین جنوساید قرن تبدیل شد و این ائتلاف اکنون می خواهد اسد در راس بماند ، اردوغان گفته بود که هدف او از وارد شدن به خاک سوریه برکنار کردن اسد خواهد بود ، بعد از ایراد و درخواست توضیح از روس ها از در مورد تصمیمش، اردغان همانطور که در پست آقای سیدی می بینیم اردغان مجبور به دادن توضیحی متفاوت شده است! ارتباط کردها با رژیم بعث به دوران اوجلان بر می گردد که با حافظ اسد هم پیمان بودند و در این همپیمانی آپو مجبو شد بگوید در سوریه اصلا کرد وجود ندارد و خود وی هم مورد بی وفای و خیانت رژیم بعث سوریه قرار گرفت که دستگیر شد.انقلاب سوریه سیاست نیروهای کرد آتش بست و عدم درگیری هم با اسد و نیروهای اپوزیسون بود، سیاست درستی بود و این این وجود این دیپلماسی برای آنها که قوم مصائب کشیده ای با دشمنان زیادی هستند و در پی حفظ موجودیت شان می باشند حرجی بر آنها وارد نمی کند ، آنها تمرکز خود را در مبارزه با نیروهای داعش بکار گرفته بودندو نه درگیر شدن نه با اسد و نه با اپوزیسون غیر داعشی ولی در محاصر حلب این رویکرد و جهت گیری آنها عوض شد و تبدیل به همکاری و تعامل مستقیم نظامی بین کردها شد که در محاصره حلب و درگیر شدن با نیروهای معارض همکاری داشتند در تصرف جاده کاستلیو نقش داشتند در محله باستا باشا حلب پرچم خود را در کنار پرچم اسد بر افراشته اند و به تصرف محلات حلب می پردازند و نیروهای مخالفان را تحویل اسد می دهند ، ولی چرا آنها وقاحت را به اینجا رساندند که در هلوکاست حلب در کنار نیروهای روسیه - اسد و نیروهای مذور همپیمان خارجی قراربگیرند

۱۳۹۵ آذر ۱۲, جمعه


چپ های مادون انسان دوران تان بسر رسیده است. عدالت خواهی تحفه شما نیست خصلتی سرشتی و ازلی است در وجود انسان، چپی خواهیم ساخت انسانی ، که قهرمانانش استالین ، لنین ، مائو ، پل پت ، صدام حسین ، بشارالاسد ، فیدل شاه و ... نباشند ، چپی خواهیم ساخت با پرچمی سبز برافراشته در میدان سبز جهانشهر برای دنیای پر از صلح ، انسانیت و دیگر دوستی که در آن پرولتاریا ، مظلومان ، انسانها و منتقدین به جرم اعتراض ، تشکیل سندیکا ، ایجاد تشکل ، داشتن حزب ، حق تجمع و داشتن آیین متهم به خیانت به حزب ، انقلاب و آرماهای سرخ نگردند و محکوم به رفتن به اردوگاههای مرگبار اجباری کار، قتل گاهها ، زندانها و تبعید گاه ها نشود ، چپی که نقد ، آزادی و برابری انسان ، کرامت بشریت و تعین حق سرنوشت انسان توسط خودش در آن تضمین شده خواهد بود. نظامی پوینده از چند صدای ، تکثر و پلورالیسم به سوی ایجاد فرصتهای اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، رفاهی و حقوقی عادلانه و برابر برای همه نوع بشر نه تشکیل حکومت انحصاری سرخ در هر فرمی که می خواهد نمود پیدا کند اعم کمونیستی ، سوسیالیستی یا دیکتاتوری پرولتاریا در راستای ایجاد قلتگاهها و کشتارگاهها برای قبضه قدرت و تداوم حکومت توسط شاهان چپ یا ریس جمهورهای موروثی و منتخبان حزبی تان گردد. چپی خواهیم ساخت که ارتش سبز آن هیچ گاه برای کشتار توده های انقلابی در سایر نقاط جهانشهر روانه نگردد. ارتش سبزی که هیچ گاه نه دستور می گیرد و نه دستور می پذیرد برای کشتار در تیانانمن، کشتار در پراگ ، کشتاردر قتل گاه کاتین کشتار در بهار بوداپست ، کشتار در درعا و ... دادگه های مستقل خواهیم ساخت که ضامن حقوق توده ها خواهد بود نه مجری خواست اعمال کنندگان قدرت، پشتیبانی تان از جنوساید سوریه ، اسد و جلادان تاریخ نشان داد که از سنخ همان اسلاف تا ن هستید. پرچم سرخ و ستاره سرخ تان کابوس مرگ است و خونخوارگی ، رنگین شده از مرگ بیش از صد ملیون انسان، پرچم سرخ تان را با آرمان انتر ناسیونالیست جهل و جرم دفن خواهیم نمود و جهانشهر سبز را برقرار خواهیم کرد. 
رامان ظاهری - سردشت - 13 آذر ماه 1395 




 پرچم بین اللملی زبان اسپرانتو