۱۳۹۵ آذر ۱۴, یکشنبه

دوستان قضاوت را به شما می سپارم.

چند روز پیش آقای هیمن سیدی بزرگوار که تحلیل گر سیاسی کردستان و منطقه می باشند و ارادت و احترام زیادی برای ایشان قایل هستم و همیشه از یاداشتها و مطالب ایشان در این دو ساله اخیر استفاده نموده ام، پستی که که متن آن در تصویر هست را به اشتراک گذاشته بودند و من این کامنتی را زیر پست ایشان که در پایان نوشته می بینید نوشتم ، بعد از آن بلوک شده و کامنت من حذف شد. بنده ایشان را صاحب اختیار می دانم و بنده حقیر در مقام یک مخاطب عامی کاملا این حق را به ایشان می دهم که می توانند هر مخاطبی را که بخواهند اضافه ، حذف و یا حتی بلوک نمایند و بنده هم می توانم از بین تعداد بیشمار پیج های مختلف دیگر برای مخاطب شدن و متکلم شدن و یا هردو پیج های دیگر را گزینش نمایم و اصلا ملالی از این حیث نیست ولی این اتفاق باعث ایجاد حیرت ، سوال ها و کلنجارهای در من شد که با دوستانم در میان می گذارم که باعث گردد درمورد دلایل و ضرورت های ایجاب حذف کردن مخاطبان توسط گرداننده گان پیج ها به طور کلی و بطور اخص در باره مورد اخیر بنده که نتیجه رابطه مطلب آن بزرگوار و محتوی صحیح یا نسجیده کامنت بنده و بوده است بیشتر آگاه گردم.
1- اعتقاد دارم که فضای رسانه های مردمی جدید که شبکه های اجتماعی می باشند بستری برای دیالوگ و گفتگوی دو جانبه برای همه ما انسانها از مخاطب عادی تا مولف ، روزنامه نگار و سیاستمدار حرفه ای فراهم آورده است، امکانی که قبلا با سلطه رسانه های که حکومتی ، حزبی، مطبوعاتی و ... که نیاز به ابزار مالی و فنی گرانقیمت داشتند ممکن نبود ولی با آمدن شبکه های اجتماعی این سلطه رسانه ای و تک صدایی یک سویه به سوی تضعیف شدن رفت. با توجه به اینکه اکثر ما در جوامعی استبداد زده ذهن و جسم مان تکوین یافته است من این رسانه ها را اتفاق خوش یمنی برای تمرین گفتگوی دو طرفه و شنیدن دیدگاه مخالف نه الزاما پذیرش آن می دانستم که با به بحث گذاشتن پست ها و کامنت هایمان می توانیم به دیدگاه های مخاطب مخالف و موافق خود پی برده ، شنیده و در نهایت رد و تایید نماییم.
2- اگر آن قابلیت بالا را از رسانه های مردمی در امکان ابراز واکنش برای مخاطب و دیالوگ دو سویه را بین مخاطبان و مولفین و بین مخاطبان با همدیگر از بین ببریم مانند دیدن و شنیدن دیدگا ههای متفاوت و مخالف مان و تنها در لیست مخاطبان مان افرای را که کاملا همفکر و تایید کننده ما هستند بپذیریم بسیاری از ارزش های و پتانسیل های این رسانه که قبلا ممکن نبود از بین خواهد رفت . و حتی این تاثیر گذاشتن بر دیدگاه مخالفان که کار ما را کنش گرانه و ارزشمند می کند وجود نخواهد داشت و اگر قرار باشد همه مخاطبان ما موافق ما باشند تنها به تکرار چرخه صداهای موافق خواهیم پرداخت.
3 - بنده علاقه ای به ورود به سیاست چون حضور در کنش قدرت ندارم و آن را هم اصلا بد نمی دانم ولی بسیاری از ماها که علاقه به حضور در عرصه سیاسی احتمالی ، چون حزب ، پارلمان ، شرکت در انتخابات ، مناصب حکومتی و ... داریم اگر نتوانیم در همین فضای مجازی و رسانه های دوسویه تحمل شنیدن آرا و دیدگاههای مخالف و متفاوت را داشته باشیم آیا در صورت حصول سمت های سیاسی در جامعه احتمالی به عنوان اعمال کننده قدرت این تحمل پذیری را در برابر دیگر جریانهای خواستار مشارکت در قدرت و یا مردم به عنوان اعمال شوندگان قدرت را خواهیم داشت ؟
4 - آقای سیدی اصل کامنت من را هم پاک کرده اند. هدف مخاطبان در گذاشتن کامنت از سوی کامت گذار فقط مدیر و گرداننده پیج به تنهایی نیست بلکه مدنظر کامنت گزاران دیگر و بیننده گان آن پست هم می باشند. با بلوک کردن و بعد زدودن کامنت یک کامنت گزار امکان دیده شدن کامنت او نظرش را از سوی دیگر مخاطبان پیج هم از دست خواهد رفت و کامنت گزار هم امکان بازخورد و نظر بینندگان کامنت خود را از دست خواهد داد و شاید من نوعی به عنوان یک کامنت گزار دید گاه اشتباهی را در پیش گرفته باشم و شاید هم صحیح با به معرض دیدگذاشتن دیدگاه مان بصورت کامنت ما می توانیم به خوانش ها و دیدگاههای مخالف و موافق دست یابیم و چه بسا از روشنگری های دیگر بیننده گان کامنت هم استفاده نموده و نگاه خود را تعدیل ، اصلاح و یا حتی تغیر بدهم.

5 - یک پیج شخصی مدیریت و مالکیت آن مربوط به همان شخص است و حق دارد هرکسی را بلاک نماید و یا بپذیرد و هر کامنتی را که خواست حذف نماید ولی در مورد پیج آقای سیدی درست است در بستر یک پیج شخصی است ولی کاملا کارکرد پیج پابلیک را دارد و به موضوعات سیاسی منطقه ای و علی الخصوص روژئاوا ( کردستان سوریه ) می پردازد. در عین حال عواملی که بطور معمول حذف ، بلاک کردن و خارج کردن یک مخاطب را از لیست مخاطبان مولف مدیر و مولف پیج موجه و پذیرفتنی می نماید گاه کنش های مزاحمت گونه ، توهین آمیز و نوشتن کامنت های است که خارج از ادب و چارچوب ها اصول نقد هستند، می باشد. در مورد بلاک و زدودن کامنت من نمی دانم کدام عامل دخیل بوده است من این قضاوت را به دوستان می سپارم که هم راجع به ضرورت های که این از عدم دسترسی خارج کردن مخاطب یک پیج را از سوی مولف پیج به طور کلی ایجاب می نماید و هم در مورد من اگر تخطی از ادب و چارچوب نقد صورت گرفته است مرا آگاه نمایند.


 
پست ایشان را بصورت تصور عکس گرفته شده مشاهد می کنید.




کامنت اینجانب : 
اردغان شخصیتی خاکستری است با دو احساس و دو نگاه از سوی دو طیف مخاطب در منطقه از یک نگاه برای من و همزبانانم به سبب موضع جلادانه اش نسبت به کردها ، سرکوب ، خفقان هایش موجودی منفور است و دشمنی رذیل و حسود که ضمن سرکوب کردهای ترکیه تاب دیدن تشکیل یک دولت کردی را در روژآئا (کردستان سوریه ) را ندارد . ولی از نگاه اکثریت سوریه های غیر کرد چه ؟ من برای یافتن واقعیت نسبت به این مساله که سوریه برایم یکی یکی از بزرگترین آزارهای زندگیم بوده است با کاربران فیس بوکی که از مردم عادی در حلب بودند ارتباط بر قرار کرده و بارها دیالوگ کرده ام و دریافتم برای مردم مظلوم سوریه که توسط ائتلاف اسد- داعش - روسیه و .. سلاخی و جنوساید می شوند و تمام مردم دنیا در برابر این فاجعه سکوت کرده اند ارودغان هر چند متهم به مماشات و معامله با اسد بر سر حلب بوده است ، یک قهرمان است و دولت ترکیه با شرکت شاخه های از ارتش آزاد شروع به تصرف مناطق زیادی که تحت کنترل داعش بوده است ، نموده با دو هدف که آن مناطق به دست ی پ گ و نیروهای همراه اسد نیافتد. قربانی شدن نیم ملیون انسان مظلوم در انقلاب سوریه توسط رژیم بعث اسد و سپس بر سر کار ماندن اسد قصاب ، آزار و دردی بی پایان برای نتیجه و رهاورد انقلاب پر هزینه یک ملت خواهد بود که توسط ائتلاف داعش - اسد - روسیه و ... به بزرگترین جنوساید قرن تبدیل شد و این ائتلاف اکنون می خواهد اسد در راس بماند ، اردوغان گفته بود که هدف او از وارد شدن به خاک سوریه برکنار کردن اسد خواهد بود ، بعد از ایراد و درخواست توضیح از روس ها از در مورد تصمیمش، اردغان همانطور که در پست آقای سیدی می بینیم اردغان مجبور به دادن توضیحی متفاوت شده است! ارتباط کردها با رژیم بعث به دوران اوجلان بر می گردد که با حافظ اسد هم پیمان بودند و در این همپیمانی آپو مجبو شد بگوید در سوریه اصلا کرد وجود ندارد و خود وی هم مورد بی وفای و خیانت رژیم بعث سوریه قرار گرفت که دستگیر شد.انقلاب سوریه سیاست نیروهای کرد آتش بست و عدم درگیری هم با اسد و نیروهای اپوزیسون بود، سیاست درستی بود و این این وجود این دیپلماسی برای آنها که قوم مصائب کشیده ای با دشمنان زیادی هستند و در پی حفظ موجودیت شان می باشند حرجی بر آنها وارد نمی کند ، آنها تمرکز خود را در مبارزه با نیروهای داعش بکار گرفته بودندو نه درگیر شدن نه با اسد و نه با اپوزیسون غیر داعشی ولی در محاصر حلب این رویکرد و جهت گیری آنها عوض شد و تبدیل به همکاری و تعامل مستقیم نظامی بین کردها شد که در محاصره حلب و درگیر شدن با نیروهای معارض همکاری داشتند در تصرف جاده کاستلیو نقش داشتند در محله باستا باشا حلب پرچم خود را در کنار پرچم اسد بر افراشته اند و به تصرف محلات حلب می پردازند و نیروهای مخالفان را تحویل اسد می دهند ، ولی چرا آنها وقاحت را به اینجا رساندند که در هلوکاست حلب در کنار نیروهای روسیه - اسد و نیروهای مذور همپیمان خارجی قراربگیرند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر