من
از وقوع این حادثه خوشحال نیستم هم به سبب نفی ماهیت ترور و خشونت و هم به این
دلیل که روسیه آن را نه به معنی پیامی از آغاز جوانه زدن بذرهای بیداگری اش
دریافت می کند که به خود بازنگرد بلکه انتقامش را، انتقامی که نه از سر تاثر برای جان سفیرش است ، بلکه دستاویزی برای مشروع نمایاندن خود و انجام کشتار و خشونت بیشتر
علیه مردم بیگناه سوریه بکار خواهد گرفت. سفیر بی گناه روسیه هم قربانی همان
جنگنده های پرافتخار مصون از عدالت روسیه شده است. و عمل قاتل هم به همان اندازه مرکب سواران سخوهای روسی کراهت دارد که به قتل دسته جمعی کودکان حلب می پرداختند، یافتن ریشه های علت قربانی شدن این سفیر مرحوم درعواملی چون حمله تروریستی ، توطئه افراط گرایان ، نقشه امپریالیسم جهانی و ... بی اساس است. قانون هستی بر اساس روابط کنش و
واکنش ها ست ( بال
زدن یک پروانه در نقطهای از جهان، میتواند طوفانی را در نقطهی دیگری
بیافریند!) این تازه اول کار است هلوکاست مردم مظلوم سوریه حادثه کوچک و
قابل اغماضی نیست دهه ها تبعات آن دامن مسببین، مشارکت کنند گان، توجیه
کنند گان و مبلغین این جنوساید را خواهد گرفت. اکنون روسیه و اسد متحد
پنهانی داعش هستند و امروز مسکو و پایتخت های متحدین داعش در امن و امانند.
القاعده را آمریکا در جنگ داخلی افغانستان در رقابت با کمونیست ها حمایت و تقویت می کند و همان القاعد بعدها دشمن شماره یک امریکا می شود و اکنون کابوسی برای غرب در دو دهه اخیر شده است.
برای 500 هزار انسان جانباخته با ملیونها نفر از اعضای خانوده هایشان و 1 میلیون انسان قطع عضو شده در هلوکاست سوریه چه کسی مسئول و پاسخگوی برای قربانیان خواهد بود که مجرم چه کسی بود ؟ از کجا آمد و به چه جرمی به این سرنوشت مبتلا شدند !!! رفقای چپ که کشتار سوریه را افسانه رسانه های غربی می دانید و تمام گزارش های سازمان پزشکان بدون مرز ، دیده بان حقوق بشر، یونیسف و سازمان های حقوق بشری را دروغ های نهادهای وابسته به کشورهای استثمارگر امپریالیستی می دانید و جهان را در موضع سوریه به دو جبهه مطلق اول: خودی شامل اسد - روسیه و داعش که آنها را طلایه داران مبارزه با تروریسم و حافظان ارزشهای انسانی در سوریه می دانید و ماها را مزدوران غربی مدافع امپریالیسم جهانی، تروریست ها ، مدافعین قطر، عربستان ، ترکیه و یا در نهایت تخفیف فریب خوردگان ساده لوح تبلیغات رسانه های امپریالیسمی می دانید، تقسیم کرده ا ید. ما در هیچ کدام از این دسته هایتان قرار نمی گیریم لعنت به هر دوتایشان، رسانه های ضد امپریالیسمی هچمون راشا تودای ، سپونتیک ، ایرانی ، تارنماهای جریانهای چپ و ... را که برایشان قداست قایل هستنید همانقدر حقانیت و تقدس دارند که رسانه های امپریالیسمی دارند و هر دو جبهه در این فاجعه درناک مجرم می باشند ، ائتلاف شماها روسیه - اسد و داعش که اقدام به بزرگترین هلوکاست قرن در سوریه نمود و امپریالیسم جهانی ، غرب و کشورهای عربی که ضمن حمایت از گروههای سلفی برای انحراف خواستهای برحق ملت مظلوم سوریه و جلوگیری از سرایت جنبش رهای بخش بهار عربی به کشورهایشان ، دست ائتلاف اسد - روسیه و داعش را که حامی آن هستید را برای این جرم بزرگ باز گذاشتد. همراهان ما جزء هیچ کدام از این دو دسته تعریف شده تان نیستیم پیام ما ساده بوده و است : همانگونه که در هنگام وقوع بلایای طبیعی که جان انسانها را در یک کشوری می گیرد این یک وظیفه حقوق بشری است که کشورهای و ملتهای دیگر جهان به کمک مردم کشور بحران زده برای نجات آنها و مهار فاجعه بشتابند. در مورد فاجعه های تاریخی و انسانی هم هنگامی که در کشوری جلادی یا گروهی بجای پذیرش دمکراتیک و مسالمت آمیز خواستهای برحق توده های مظلوم آن کشور شروع به سلاخی و کشتار دسته جمعی مردم می کنند نظیر سوریه این یک تعهد حقوق بشری بود که کشورهای جهان از طریق توان سیاسی و نظامی خود جلوی کشتار جنایتکار را می گرفتند ، سپس بستر را برای برقرای صلح ، اداره موقت بین اللملی آن کشور ، برگزاری انتخابات آزاد ، تدوین قانون اساسی جدید و سپردن اختیار سرنوشت مردم آن سرزمین را به دست خودشان را فراهم می کردند .
ولی در عصر دیجیتال و ادعای اعتقاد به میثاق های بین اللملی در حمایت از حقوق گروههای انسانی ، نباتات ، حیوانات و طبیعت و... به وسیله نحوه دخالت و مدیریت دو جبهه تعریفی تان سوریه تبدیل به حمام خون شد ، فاجعه سوریه قبح ارتکاب به جنایت ، پذیرش جنایت و حمایت از جنایت را در اذهان انسان امروز کاست و بذرهای قساوت ، بی رحمی ، انتقام و خصومت را در زمین های چنان مساعدی کاشت که ثمره های آن دامن تر و خشک همه ما در دهه های آینده بگیرد. غرب بلافور ثمره های اولیه عمل نکردن به این وظیفه انسانی و تاریخی را در مواجهه با بحران مهاجران و مشکلات آنها دید و دیروز سفیر بیگناه روسیه در استانبول جان می بازد.
اگر ما اعتقادی واقعی به رحم وجدان و ارزش های انسانی هم نداشتیم باید به قانون اثر پروانه ای می اندیشیدیم. ولی چه می شود گفت به ما ایرانیانی که مستقیم و به طرق مختلف در این فاجعه دخالت داشتیم و به تبع آن مسولیت ما در نقد و ممانعت از دخالتهای منفی کشور متبوع مان سنگین تر بود بهترین های ماها با سکوت خود همدست با جانیان هلوکاست سوریه شدیم :(
القاعده را آمریکا در جنگ داخلی افغانستان در رقابت با کمونیست ها حمایت و تقویت می کند و همان القاعد بعدها دشمن شماره یک امریکا می شود و اکنون کابوسی برای غرب در دو دهه اخیر شده است.
برای 500 هزار انسان جانباخته با ملیونها نفر از اعضای خانوده هایشان و 1 میلیون انسان قطع عضو شده در هلوکاست سوریه چه کسی مسئول و پاسخگوی برای قربانیان خواهد بود که مجرم چه کسی بود ؟ از کجا آمد و به چه جرمی به این سرنوشت مبتلا شدند !!! رفقای چپ که کشتار سوریه را افسانه رسانه های غربی می دانید و تمام گزارش های سازمان پزشکان بدون مرز ، دیده بان حقوق بشر، یونیسف و سازمان های حقوق بشری را دروغ های نهادهای وابسته به کشورهای استثمارگر امپریالیستی می دانید و جهان را در موضع سوریه به دو جبهه مطلق اول: خودی شامل اسد - روسیه و داعش که آنها را طلایه داران مبارزه با تروریسم و حافظان ارزشهای انسانی در سوریه می دانید و ماها را مزدوران غربی مدافع امپریالیسم جهانی، تروریست ها ، مدافعین قطر، عربستان ، ترکیه و یا در نهایت تخفیف فریب خوردگان ساده لوح تبلیغات رسانه های امپریالیسمی می دانید، تقسیم کرده ا ید. ما در هیچ کدام از این دسته هایتان قرار نمی گیریم لعنت به هر دوتایشان، رسانه های ضد امپریالیسمی هچمون راشا تودای ، سپونتیک ، ایرانی ، تارنماهای جریانهای چپ و ... را که برایشان قداست قایل هستنید همانقدر حقانیت و تقدس دارند که رسانه های امپریالیسمی دارند و هر دو جبهه در این فاجعه درناک مجرم می باشند ، ائتلاف شماها روسیه - اسد و داعش که اقدام به بزرگترین هلوکاست قرن در سوریه نمود و امپریالیسم جهانی ، غرب و کشورهای عربی که ضمن حمایت از گروههای سلفی برای انحراف خواستهای برحق ملت مظلوم سوریه و جلوگیری از سرایت جنبش رهای بخش بهار عربی به کشورهایشان ، دست ائتلاف اسد - روسیه و داعش را که حامی آن هستید را برای این جرم بزرگ باز گذاشتد. همراهان ما جزء هیچ کدام از این دو دسته تعریف شده تان نیستیم پیام ما ساده بوده و است : همانگونه که در هنگام وقوع بلایای طبیعی که جان انسانها را در یک کشوری می گیرد این یک وظیفه حقوق بشری است که کشورهای و ملتهای دیگر جهان به کمک مردم کشور بحران زده برای نجات آنها و مهار فاجعه بشتابند. در مورد فاجعه های تاریخی و انسانی هم هنگامی که در کشوری جلادی یا گروهی بجای پذیرش دمکراتیک و مسالمت آمیز خواستهای برحق توده های مظلوم آن کشور شروع به سلاخی و کشتار دسته جمعی مردم می کنند نظیر سوریه این یک تعهد حقوق بشری بود که کشورهای جهان از طریق توان سیاسی و نظامی خود جلوی کشتار جنایتکار را می گرفتند ، سپس بستر را برای برقرای صلح ، اداره موقت بین اللملی آن کشور ، برگزاری انتخابات آزاد ، تدوین قانون اساسی جدید و سپردن اختیار سرنوشت مردم آن سرزمین را به دست خودشان را فراهم می کردند .
ولی در عصر دیجیتال و ادعای اعتقاد به میثاق های بین اللملی در حمایت از حقوق گروههای انسانی ، نباتات ، حیوانات و طبیعت و... به وسیله نحوه دخالت و مدیریت دو جبهه تعریفی تان سوریه تبدیل به حمام خون شد ، فاجعه سوریه قبح ارتکاب به جنایت ، پذیرش جنایت و حمایت از جنایت را در اذهان انسان امروز کاست و بذرهای قساوت ، بی رحمی ، انتقام و خصومت را در زمین های چنان مساعدی کاشت که ثمره های آن دامن تر و خشک همه ما در دهه های آینده بگیرد. غرب بلافور ثمره های اولیه عمل نکردن به این وظیفه انسانی و تاریخی را در مواجهه با بحران مهاجران و مشکلات آنها دید و دیروز سفیر بیگناه روسیه در استانبول جان می بازد.
اگر ما اعتقادی واقعی به رحم وجدان و ارزش های انسانی هم نداشتیم باید به قانون اثر پروانه ای می اندیشیدیم. ولی چه می شود گفت به ما ایرانیانی که مستقیم و به طرق مختلف در این فاجعه دخالت داشتیم و به تبع آن مسولیت ما در نقد و ممانعت از دخالتهای منفی کشور متبوع مان سنگین تر بود بهترین های ماها با سکوت خود همدست با جانیان هلوکاست سوریه شدیم :(
توضیح از مرجع ویکیپیدای فارسی (اثر پروانهای
نام پدیدهای است که به دلیل حساسیت سیستمهای آشوبناک به شرایط اولیه
ایجاد میشود. سنگ بنای تئوری آشوب جیسون(1966) است و اثر پروانه در مقاله
ای از ادوارد لورنتس در ( 1961) مطرح می گردد این پدیده به اشاره به این
دارد که تغییری کوچک در یک سیستم آشوبناک چون جو سیارهٔ زمین مثلاً
بالزدن پروانه میتواند باعث تغییرات شدید وقوع توفان در کشوری دیگر در
آینده شود.)
رامان ظاهری - سردشت - 30 آذرماه 1395

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر