۱۳۹۵ آذر ۷, یکشنبه


چپ ها با شعارهای زیبا و انسانی ، با ادبیات سانتیمانتال و کلید واژگان پربسامد رفیق ، امپریالیسم ، طبقه، کاپیتالیسم ، بورژوازی ، پرولتاریا ... توام با اظهار مهربانی و شفقت های بسیار رئوفانه شان ، نگران کننده است که در همان حین پرستشگر مائو ، لنین ، استالین ، پوتین ، بشار الاسد (جلادترین انسان زنده تاریخ ) ، کاسترو و .. هستند! نگران کننده این است که آیا در صورت تصاحب قدرت دوباره خود آنها نخواهند شد ؟

آیا چپ های قرن بیست یکمی چپی هایی  متفاوت تر، انسان تر و تلطیف یافته تراند  یا آنان هم دارای همان سرشت اسلاف شان هستند؟ آیا این مواضع مداحانه بدترین دشمنی آنان نسبت به خودشان نیست که باعث شود توده های امروز و آینده را از خود وحشت زده و ترد گردانند ؟ آیا بدون پرستش این آیکونها نمی شد طرفدار عدالت اجتماعی و برابری خواهی در بستری سالم و دمکرات بود ؟ یا اینکه همیشه قداست بخشی ، شخص پرستی و بت سازی خیل انسان ها از انسانی دیگر چه انسانی پلید و چه شریف به زعم آفرین سرایان در فرمهای شاه و شیخ ، پیر و پیغمبر ، راهبر و رهبر جزوی از سرشت گریزناپذیر انسان بوده وجزوی از نیازهای روانشناختی و آیینی اوست که از دوران باستان و اسطوره تاکنون همیشه همراه انسان بوده است و در صورت تخطی چپ ها ازتداوم این خصلت، کنشی سرشت ستیزانه از سوی چپ ها صورت می گرفت و همراهی کردن چپ ها با این افراد حتی در دورانی که متوفی شده اند برایشان یک واجب آیینست و برعکس پرستش نکردن این پرستش شونده ها منعی آیینی برایشان بود که زیر پانهادن این منع سبب نفی و ابطال ایمانشان به مکتب، آیین و ایدولوژی شان می گردید!

اغلب چپ های دنیا و رانده شده از نظام های بسته جهان سوم علی الخصوص چپ های ایرانی که شیفته سبک زندگی بورژوازی درمقام اعمال شونده قدرت در نظام های کاپیتالیستی هستند، میلی به زندگی در آرمانشهرهای سوسیالیستی شان در بقیه جاهای دنیا را ندارند. آنها فی الذاته منتقد عدم آزادی بیان ، دیکتاتوری ، نبودن دمکراسی ، وجود خفقان ، کشتار و سرکوب مخالفان در کشور مبداء شان (ایران) نیستند، این انتقاد به این سبب است که این سلب ها و خفقان و فشارها از سوی آنها صورت نمی گیرد بلکه علیه آنها صورت می گیرد و ما به وضوح می بینیم آنها حسی همدلانه و بیانی پرستشگرانه نسبت به نظامها و اشخاصی که صدهها و هزاران کیلومتر دورتر ضمن نقض حقوق انسان ها هولناک ترین فجایع و ستم ها را نسبت به بشریت و توده های تحت ستم خود روا داشته اند، دارند! آری آنها در موقعیت نه اعمال شونده قدرت بلکه اعمال کننده قدرت ضمن اینکه با کمال میل راضی و خواهان زندگی در نظامهای مطلوبشان هستند، تمام جنایات،  کشتارها ، خفقانها ، سرکوب ها ، سلب آزادی ها و به خفت کشاندن انسان و زیر پا نهادن کرامت انسانی را نیز امری مشروع و در راستای حفظ آرمانهای سرخ سوسیالیستی و خنثی نمودن توطئه های امپریالیسم می دانند!



سمپاتی و گرایش همدلانه چپ ها از نظامهای و افراد مذکور  شاید  پاسخی به ندای سرشتی و باستانی انسان است که بصورت گرایش به اسطوره ، آیین و پرستش قهرمان، راهبر و باور به آیین همیشه در نوع بشر بروز کرده است و داوری های متناقض آنها در مواجهه با  فجایع انسانی معاصر با توجه به سنخ ، گروه و افراد انجام دهنده  این فجایع رویکردی پراگماتیستی و استراتژی سیاسی برای آنان است در جهت حصول به قدرت، که آنها واکنشی ها و خوانش هایشان از حقوق انسان، آزادی های مدنی و سنخ قهرمانهایشان بر اساس مکانهای مختلف دنیا بر اساس نوع نظامها و به نسبت  موقعیتی که در جامعه به عنوان  اعمال کننده قدرت و یا اعمال شونده قدرت دارند ، متفاوت می گردد.

رامان ظاهری - سردشت - 9 آذرماه 1395  


   کاسترو و حافظ الاسد
کاسترو و صدام حسین


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر