۱۳۹۶ فروردین ۱۵, سه‌شنبه



خان شیخون تسلیت ! خان شیخون من هم مجرمم ! خان شیخون امروز عصر تاثرناک ترین ، مظلومانه ترین و معصومانه ترین تصاویر بی جان مردمان و کودکان سوریه را در این چند سال  دیدم.

 خان شیخون تسلیت 

از سردشت شهر قربانی سلاحهای شیمایی و میعادگاه صلح جهانی از تمام مسولین این شهر ، کنشگران مدنی و حقوق بشری ، انجمن مصدومین شیمایی سردشت، نهادها و انجیو های مردم نهاد سردشت عاجلانه تقاضا دارم رسما با مردم شهر خان شیخون که امروز با سردشت زخم و دردی مشترک را  تجربه کردند از طریق برگزاری بزرگداشت ، بیانه های تسلیت و محکوم نمودن این جنایت علیه مردم مظلوم و قربانی  شهر خان شیخون اعلام همدری و همبستگی نمایند.
سپس خود و جهان را در برابر این پرسش اساسی قرار دهند .
تجلیل از قربانیان سردشت و حلبجه و برگزاری یابود سالانه با سرازیر نمودن اشک دیده و شمع بر گونه و بر میز سالن ، برگزاری ضیافت ها ، مراسم سالانه با دعوت از مهمانان خارجی و داخلی و مسئولین کشوری و لشکری و سخنرانی آنها به همراه آوردن دسته های گل ، شیرینی ، شربت و اجرای سرود و ... امری بسیار نیکو و پسندیده است. ولی این امر چه رهاورد سودمند و انسانی در جلوگیری از وقوع آزارهای انسانی آتی از این سنخ داشته است ؟ کارهای نیکوی بزرگداشت فاجعه حلبجه و سردشت با چه تمهیداتی از سوی برگزارکنندگان، مردمان این شهر، مسئولین ، کنشگران  شهر ، کشور و از سوی جهان  همراه بوده است  که دیگر بار روزی سردشتی و حلبجه ای دیگر توسط رژیم بعثی دیگر قربانی جلادی دیگر با گازهای شیمایی نگردد؟
 خان شیخون چقدر جنس فاجعه تان به سردشت شبیه هست! تبار جلادتان ، شمارش شهدا و نفوس شهرتان و تصاویر کودکان بی جانتان بر زمین به هم می ماند ، خان شیخون همانا اینجا کسی از این شهر به توصیه من کنشی در همدری با تو انجام ندهد  شاید در سالهای دور آتی روزی هیئتی ، هنرمندی ، ورزشکاری از این شهر برای یادبود جانباختگانت از سردشت راهی خان شیخون شده و مراسمی نوشته ای ، بیاناتی ، شعری ، نقاشی ، و سرودی، را برایت عرضه کند،  همانگونکه که  هفتم تیرماه هر سال در سالیاد بمباران شیمیایی سردشت از حلبجه  و دیگر شهرها به سردشت می آیند ! ولی چرا آنقدر دیر! :(

رامان ظاهری - سردشت - 15فروردین ماه 1396 






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر