ایران فقیر کمک به ( ؟ ) سوریه
با
گذشت بیش از پنج سال از انقلاب خونین مردم سوریه در میان مردم کشوری که
بیشترین نقش را در جهت ترانسفورم این انقلاب به هولناکترین جنوساید قرن
داشته است و درمیان خیل عظیم توده های مردم ازدوست گرفته تا خصم نظام که
اقدامات صورت گرفته در کشور قربانی شده توسط کشورشان را بجای ، مشروع و در
راستای حفظ مصالح ملی ، دینی، عقیدتی، یکپارچگی کشور و گاه آرمانهای سرخ
سوسیالیستی شان دانسته اند. گروهی نظری دیگر دارند ولی شگفت نظری است با سببی متفاوت از دغدغه سوریه! در بین این مردم طیفی وجود دارد که از سوی آنها
دو مجمل غریب که حامل واژه «سوریه » هست به گوش می رسد این طیف از
وضع اقتصادی و معیشتی مردم کشورشان نارضی بوده و هم منتقد دولت اند.
آن دو
گفته آنها این اند :
- « سوریه را رها کن فکری به حال ما کن » (شعاری که
چندین بار در بین مردم و بازاریان شنیده شده و چند ما پیش در تظاهرات روز
قدس اصفهان در میان تظاهر کنندگان به گوش رسیده است.)
- « به جای پولی
که برای کمک به سوریه ، لبنان و فلسطین فرستاده می شود فکری به حال مملکت
خودمان بکنید که مردم خودمان در فقر و محرومیت زندگی می کنند. » و یا اینکه « ما خودمان کم فقیر، بدبخت و بیچاره داریم که پول ایران برای کمک به سوریه ، لبنان و فلسطین فرستاده می شود ! » و امثال آن ...
در
بررسی مجمل اول این احتمال شک برانگیز شاید به ذهن ما خطور بکند که ممکن است برای
نخستین بار وجدان آگاه ایرانی از دخالت های منفی کشورش در سوریه ناراضی شده است
و به دولت پیام می دهد که دست از این اقدامات فاجعه بار بردارد.
ولی « سوریه را رها کن » ترکیبی از سه نشانه زبانی است ومعانی نشانه ها در کانتکس و در کنار بقیه نشانه های پیشین وپسین هر نشانه ارزش و بار معنایی شان سنجیده شده و شکل می گیرد، بعد از جمله «سوریه را رها کن » جمله بعدی با پنج نشانه دیگر « فکری به حال ما کن » وجود دارد و ترکیب « فکری به حال ما کن » به مفهوم غمخوار ما بودن ، فکر ما و مشکلات ما بودن ، اندیشه ای به حال وضع ناگوار ما کردن است. پس، گفته، این پیام را در خود نهفته دارد که تا به حال یار و وغمخوار دیگری بوده ای و به ما و خودمان توجه نکرده ای! کوتاه سخن ، پیام متن این است که بجای سوریه که به او کمک می کنی و کمک نموده ای فکری به حال و وضع خراب و درب و داغون مملکت خودمان بکن!
ولی اینجا منظور از « سوریه » چیست ؟ آیا حکومت سوریه است ؟ یا مردم سوریه هستند ؟ در جمله تنها «سوریه » آمده است و مشخص نگردیده است حکومت سوریه است یا مردم سوریه پس « سوریه » یک کل است و می توان گفت سوریه به طور کلی مد نظر گفته پردازان این مجمل بوده است. بنابراین این جمله می گوید دولت ایران هم به دولت سوریه و هم به مردم سوریه کمک کرده است ! ولی آیا گفته پردازان این، گفته، واقعا اعتقاد دارند ایران به مردم سوریه هم کمک کرده است ؟!
ولی « سوریه را رها کن » ترکیبی از سه نشانه زبانی است ومعانی نشانه ها در کانتکس و در کنار بقیه نشانه های پیشین وپسین هر نشانه ارزش و بار معنایی شان سنجیده شده و شکل می گیرد، بعد از جمله «سوریه را رها کن » جمله بعدی با پنج نشانه دیگر « فکری به حال ما کن » وجود دارد و ترکیب « فکری به حال ما کن » به مفهوم غمخوار ما بودن ، فکر ما و مشکلات ما بودن ، اندیشه ای به حال وضع ناگوار ما کردن است. پس، گفته، این پیام را در خود نهفته دارد که تا به حال یار و وغمخوار دیگری بوده ای و به ما و خودمان توجه نکرده ای! کوتاه سخن ، پیام متن این است که بجای سوریه که به او کمک می کنی و کمک نموده ای فکری به حال و وضع خراب و درب و داغون مملکت خودمان بکن!
ولی اینجا منظور از « سوریه » چیست ؟ آیا حکومت سوریه است ؟ یا مردم سوریه هستند ؟ در جمله تنها «سوریه » آمده است و مشخص نگردیده است حکومت سوریه است یا مردم سوریه پس « سوریه » یک کل است و می توان گفت سوریه به طور کلی مد نظر گفته پردازان این مجمل بوده است. بنابراین این جمله می گوید دولت ایران هم به دولت سوریه و هم به مردم سوریه کمک کرده است ! ولی آیا گفته پردازان این، گفته، واقعا اعتقاد دارند ایران به مردم سوریه هم کمک کرده است ؟!
در ،گفته، دوم نیز پیام اینگونه خوانده می شود که «خودمان بیشتر نیازمند، فقیر و تهی دست و بیکار داریم در حالی به فکر کمک به نیازمندان ، اشتغال ، عمران ، رفاه و خوشبختی مردم کشورهای دیگر هستی ! » در مجمل دوم به صورت مستقیم تر ملل کشورهای کمک شونده مدنظربوده اند نه دولتها ، و در این گفته قیاس وجود دارد، بخشی از دال های آشکار ،گفته، مانند فقیر ، بیچاره ، بیکار دالهای پنهان ،گفته، را که سنخ کمک هایی انجام گرفته در آن کشورها است را، آشکار می سازند. خوانش بصورت بر عکس آن، که توجه ،گفته، به حاکمیت و دولتهای نام برده باشد بعید و غیر منطقی به نظر می رسد برای مثال بسیار بعید است که خوانش ،گفته، اینگونه صحیح به نظر بیاید که « ما خودمان بسیار بیکار ، فقیر ، بیچاره و بدبخت داریم که بخواهی به فکر کمک به کابینه ، نخست وزیر و نمایندگان کشورهای دیگر باشی ! » در این مجمل هم به پیشوند ملت یا دولت در آغاز نام کشورها اشاره نشده است ولی خود ،گفته، نشان می دهد که توجه غالب ،گفته ، ملت ها هستند و می تواند دولتها را هم بصورت ضمنی مد نظر داشته باشد و این دوهم کاملا از یکدیگر مجزا نیستند. دولت ایران به
هر سه دولت لبنان، فلسطین و سوریه کمک مالی نموده است و این رابطه بصورت
عیان و آشکارا سالهای زیادی است بین این چهار دولت وجود دارد. ولی آیا دولت ایران دست کم در این چند سال اخیر همان گونه که در پیام ،گفته، وجود دارد کمکی مالی به احاد
ملت سوریه هم بجز یاران اسد کرده است ؟
در کناراین گفته پردازان که هم مدعی و هم شاکی «کمک ایران به سوریه » هستند طیفی دیگر که از یاران قدرت بوده و نحوه اندیشیدن شان ازسوی حاکمیت تعین می گردد و در جامعه ایران حضوری عیان دارند آنها در این نوشته کمتر مورد خطاب واقع شده اند. نقطه اشتراک آنها با طیف اول این است که آنها هم مدعی «کمک ایران به کلیت سوریه » هستند وهم مانند طیف قبلی براین باورند که به سوریه کمک خیرخواهانه، مالی ، نظامی وانسانی شده است . تمایز این دو طایفه در این است که اولی ها ناقد دولت به دلیل ارایه این کمک های خیر خواهانه به سوریه بوده اند زیرا می گویند مردمان خودشان محروم و بی نوای هستند و اعتقاد دارند که فرستادن این چراغهای خانه ملت به مساجد شام روا نمی باشد! و تفاوت اصلی اینجاست که افراد طیف متمایل به قدرت راضی اند و کمک ها را امری خداپسندانه ، خیر خواهانه ، بشردوستانه و بدون چشم داشت در راه رضای خدا، اسلام ، پیغمبر و اولاد و امتش و همچنین تضمین کننده امنیت و یکپارگی ملی می دانند !
در کناراین گفته پردازان که هم مدعی و هم شاکی «کمک ایران به سوریه » هستند طیفی دیگر که از یاران قدرت بوده و نحوه اندیشیدن شان ازسوی حاکمیت تعین می گردد و در جامعه ایران حضوری عیان دارند آنها در این نوشته کمتر مورد خطاب واقع شده اند. نقطه اشتراک آنها با طیف اول این است که آنها هم مدعی «کمک ایران به کلیت سوریه » هستند وهم مانند طیف قبلی براین باورند که به سوریه کمک خیرخواهانه، مالی ، نظامی وانسانی شده است . تمایز این دو طایفه در این است که اولی ها ناقد دولت به دلیل ارایه این کمک های خیر خواهانه به سوریه بوده اند زیرا می گویند مردمان خودشان محروم و بی نوای هستند و اعتقاد دارند که فرستادن این چراغهای خانه ملت به مساجد شام روا نمی باشد! و تفاوت اصلی اینجاست که افراد طیف متمایل به قدرت راضی اند و کمک ها را امری خداپسندانه ، خیر خواهانه ، بشردوستانه و بدون چشم داشت در راه رضای خدا، اسلام ، پیغمبر و اولاد و امتش و همچنین تضمین کننده امنیت و یکپارگی ملی می دانند !
به هر تقدیر هر دو طیف چه خشنود به کمک نمودن چه ناخشنود به ارسال این کمک ها، اعتقاد دارند کمک های مالی بسیار کلان ، خیرخوانه و همه جانبه از سوی دولت شان برای خدمت به مردم سوریه فرستاده شده است.
مردم
سوریه چه خواهند گفت ؟ در تراژدی پیوسته درحال وخیم شدن اکنون و دوران پسا
جنوساید چه خواهند گفت ؟ آیا ملت سوریه همدری و منت مردمی را که مدعیان
فرستاده شدن پولشان جهت خدمت به سوریه ای ها حال چه از روی جبر وعدم رضایت مردمان کشورکمک دهنده چون طایفه اول و چه از روی خشنودی و رضای مردمان کشور کمک کننده چون طایفه دوم، توسط دولت شان جهت کمک های ، مالی ، انسانی ، غذایی ، رفاهی ،
نظامی و تسلیحاتی که برای مبارزه با دشمنان تروریست سوریه به شام فرستاده شده است، را سپاس خواهند گفت ؟ و این دین
را بر گردن نهاده و همیشه مدیون ایران وایرانی خواهند ماند ؟ و ملت و دولت
ایران برای همیشه سرفراز خواهند شد ؟
آیا واقعا به سوریه کمک شد ؟ و اگر این گزاره و مجمل از بنیاد باطل باشد و باژگونه چه ؟
و مردم سوریه چه خواهند پرسید؟
در حق همجوار ، در حق کشور دوست ، در حق هم کیش ، در حق کشوری زیبایمان
، در حق انسان چه کردید ؟
ملت سوریه پسا جنوساید چگونه پاسخ خواهند داد و جبران خواهند نمود ؟ محبتها ، از خود گذشتگی ها و کمک های همه جانبه و بی دریغ ملت و دولت ایران را در دوران جنوساید که به زعم طیف اول در راستای کمک به سوریه خود را مغبون و سوریه را بدهکار و مدیون دانسته زیرا پول مردم تهیدست ایران صرف امور خیر، آبادانی و امنیت کشورشان شده بود و طیف دوم که خالصانه و با رضای قلبی از ارایه این کمک ها توسط دولتش در راه خدمت به اسلام و مومنین ، دفاع ازحرمین ، نجات مردم سوریه از دست تروریست ها و کمک های انسانی به سوریه ای ها حمایت نموده بود!
مردم سوریه چه خواهند گفت در پاسخ به مدعیان کمک به آنها و ملتی که خود را بستانکار و آنها را طلبکار می دانند ؟ به دولت و ملتی که حفظ نان و دین و ایمان و مملکتش را در گرو کمک به سوریه می دید چه پاسخ خواهند داد ؟ چه خواهند گفت برای کمکی که منجر به قطع عضو یک ملیون انسان ، جانباختن نیم میلیون هموطن ، نابودی سرزمینشان و آوارگی مردمانشان شد ؟
آیا واقعا به سوریه کمک شد ؟ و اگر این گزاره و مجمل از بنیاد باطل باشد و باژگونه چه ؟
و مردم سوریه چه خواهند پرسید؟
در حق همجوار ، در حق کشور دوست ، در حق هم کیش ، در حق کشوری زیبایمان
، در حق انسان چه کردید ؟
ملت سوریه پسا جنوساید چگونه پاسخ خواهند داد و جبران خواهند نمود ؟ محبتها ، از خود گذشتگی ها و کمک های همه جانبه و بی دریغ ملت و دولت ایران را در دوران جنوساید که به زعم طیف اول در راستای کمک به سوریه خود را مغبون و سوریه را بدهکار و مدیون دانسته زیرا پول مردم تهیدست ایران صرف امور خیر، آبادانی و امنیت کشورشان شده بود و طیف دوم که خالصانه و با رضای قلبی از ارایه این کمک ها توسط دولتش در راه خدمت به اسلام و مومنین ، دفاع ازحرمین ، نجات مردم سوریه از دست تروریست ها و کمک های انسانی به سوریه ای ها حمایت نموده بود!
مردم سوریه چه خواهند گفت در پاسخ به مدعیان کمک به آنها و ملتی که خود را بستانکار و آنها را طلبکار می دانند ؟ به دولت و ملتی که حفظ نان و دین و ایمان و مملکتش را در گرو کمک به سوریه می دید چه پاسخ خواهند داد ؟ چه خواهند گفت برای کمکی که منجر به قطع عضو یک ملیون انسان ، جانباختن نیم میلیون هموطن ، نابودی سرزمینشان و آوارگی مردمانشان شد ؟
رامان ظاهری - سردشت - مهرماه -1395


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر