ترکیه وممکن های پسا کودتاه
این فرض متصور بود که ترکیه با وجود همه ضعفها در وضعیت سیاسیش علی رغم
ایران که دارای ساختاری خشک و منجمد است ، وضعیت نیمه دمکراسی آن دارای روندی
امیدی بخش و تکامل جو است ، ولی اوضاع پسا کودتاه یا پسا اجرای کودتاه ،
بسیار نگران کننده است رسانه های خبر از اخراج 50 هزار نفر از کارمندان و کارکنان در
مناصب مختلف کشوری و لشکری ترکیه را می دهند ، حکومت پسا کودتاه راه مدارا ،
بازنگری خود و وفاق ملی را برای برون رفت از این بحران در پیش نگرفته است
و این وضعیت سه احتمال را به ایجاد می کند : آیا این بی رحمی ، خصومت ، انتقام جویی و
عدم مدارای اردوگان نشانه معکوس شدن امید و پروسه تکاملی به
سوی دمکراسی در ترکیه نیست و خطر استقرار سلطه استبداد دینی را را تجسم نمی کند
واینکه آیا اردوگان در نهایت می تواند با قدرت ، ارعاب و فشار توجیه گیرنده از کودتاه
این استبداد را تحقق ببخشد و دیگر جریانها را به رانده شدن و انفعال بکشاند.
و یا شاید تنش شکاف بین جریانهای غالب و مغلوب به آشوب و جنگ
داخلی خواهد انجامید ؟ بهترین نتیجه این است که بنیانهای نیمه دمکراسی
ترکیه به جهتی غالب باشند که رویکرد خطای مواجه اردوگان پس از کودتاه باعث
معکوس شدن پروسه دمکراسی و سلطه جریان سرکوبگر نخواهد شد و سبب انفجار داخلی هم نخواهد گردید و جامعه ترکیه این شوک
تحمل نموده و خواستها و مطالبات جریانهای مختلف توسط کنش های دمکراتیک
پی گیری خواهد شد.
به امید همزیستی مسالمت آمیز و برابر در بین همه جریانها و اقوام ترکیه در سایه تحقق نظامی دمکراتیک*


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر