تجارب اندوهبار قیام آبان ۹۸
(۵) دورنمای آینده
(۲) مردم (۳) امریکا و غرب (۱) اپوزیسیون، (۴) حکومت ایران
۱- سه روز بعد از قیام مردم ایران فراخوانی با عنوان تجمع برای همبستگی ایرانیان خارج کشور با مردم ایران را در مقابل سفارت رژیم ایران در وین را دیدم ، زمان اعلام شده با دو تن از دوستان به محل رفتیم هنوز به محل نرسیده از دور فریاد رضا شاه روحت شاد را شنیدیم و وقتی رسیدیم گفتند دو ساعت قبل هم تجمع مجاهدین اینجا بوده و تجمع کمونیست ها هم زمان دیگری برگذار خواهد شد ! این اپوزیسیون را اگر همشونو جمع می کردی تاثیرشان بر جامعه جهانی اندازه یک پشه هم نمی شد ، چه برسد به اینکه جدا جدا تجمع بر پا کنند ! حتی در زمانی که قیام کنندگان ایران در خاک و خون می غلطیدند آنها حاضر نشده بودند برای همبستگی و حمایت از مردم ایران تجمعی مشترک ورایی تبلیغات حزبی برگذار کنند و خیلی از مردمی که برای به نیت و امید کسب حمایت جهانی و تاثیر بر افکار عمومی کشورهای غربی و حکومت های اروپایی برای تحت فشار قرار دادن رژیم ایران برای توقف سرکوب مردم ایران در تجمعات مختلف شهرهای اروپایی وقت گذاشته بودند و از شهرها و نقاط مختلف این کشورها هزینه کرده بودند تا در شهرهای بزرگ گرد هم بیایند باید لاجرم باید شعار روح رضا شاه شاد ، زنده باد مجاهد و کمونیست را می شنیدند! اشک ریختن سران این اپوزیسیون برای سرکوب و کشتار مردم ایران همش بهانه است اینها دلشون چیز دیگری می خواهد ، اینها دنبال تفنگی چی هستند و مبل نرم قدرت که جای اخوندها تکیه بدهند و به جای اخوندها آدم بکشند. اپوزیسیون نامتحد ، سقط ، و بد طینت دلیل وحشت بخشی از مردم ایران برای دگرگونی هستند ، دگرگونی که صرفا منجر به عوض شدن خدای تفنگ چی ها می شود، صدام قاتل در عراق محو شد ولی تفنگ چی ها آدم کش در عراق کماکان آدم می کشند! رژیم شاه رفت ولی تفنگ چی جانی و قاتل مردم همچون سابق باقی مانند و وضعیت بدتر هم شد.
۲- یک درصد از مردم ایران حاضراند به خیابان بیایند و هزینه بدهند و حضور بیشتر هم فایده ای ندارد، برای دگرگونی باید مردم به میزانی از رشد برسند که همبستگی و اراده برای تغیر از طریق مبارزه مدنی به وجود بیاید مبارزه مردم به سمت اعتصابات سراسری برود ، والدین فرزندانشان را به خدمت اجباری سربازی نفرستند، مردم در سر صندوق های رایی حضور پیدا نکنند و همه ابزارهای دیگر نافرمانی مدنی بکار گرفته شود مسلما در آن صورت دیکتاتور نخواهد توانست بیش از شش ماه دوام بیاورد. ولی افسوس این اراده ، اگاهی ، خواست و همبستگی وجود ندارد، خیلی از کارکنان ، کارگران و پرسنل این کشور حتی اگر یک جریان سالم و متحد برای رهبری وجود داشته باشد و اعتصابات اعلام گردد کارکنان ساعت ۷ به جای ساعت ۸ صبح که صاحت شروع کار اداری هست به سر کار خواهند رفت و خیلی از این کارکنان راضی هستند که صاحب آپارتمانی قسطی و پرایدی شده اند و بسیاری از مردم ایران اگر ناراضی هم باشند اینقدر صبور اند که حاضر به انجام هیچ مبارزه مدنی ولو در سطح عدم شرکت در انتخابات نیستند.
۳- امریکا هم پشت رژیم ایران و در کنار رژیم ایران است ادعای حمایت از حقوق بشر و شعار در کنار مردم ایران بودن غرب و آمریکا برای ۴۰ سال از طرف امریکا وسیله ای است برای فشار به حکام ایران تا کارشان درست شود و اگر با رژیم ایران سازش کنند ، دیگر شعار حمایت از حقوق بشر و دمکراسی در ایران وجود نخواهد داشت. حکومت امریکا شروط دوازده گانه ای برای مذاکره با ایران گذاشته است که هیچ کدام از این شروط موضوعات مربوط به حقوق بشر و دمکراسی در ایران شامل نمی شود. ممالک غربی و امریکا بودند که کمک کردند حکومت فعلی بر سر کار بیاید و منافع شان فعلا در گرو حضور همین حکومت است ترامپ حرفش را واضع زده است ایران با همین حاکمان می تواند کشور بزرگی باشد ! حکومت امریکا به جز تحریم های ضد انسانی علیه مردم ایران کوچکترین اسیبی به حکومت ایران وارد نکرده است، سران حکومت امریکا در خفا با سران حکومت ایران جفتگیری می کنند و شب ها پیام های تغزلی با هم رد بدل می کنند. و فرزندان حکام ایران از امکانات زندگی و تحصیل در امریکا بر خوردارند، و مشکل شان با اخوندا فقط دراز کردن پای اخوندها از گلیم شان در مسایل هسته ای و دخالت های خارجی این حکومت است است و صرفا در پی حل این مسایل هستند. به قول خوشان هدف آنها تغیر رفتار رژیم هست نه تغیر رژیم ! ولی سران حکومت ایران هم چه بسیار محتمل است که در داخل کشور در صدها متری زیر زمین و در دامنه کوههای مرکزی ایران در ظاهر پروژه های مانند یک معدن ، یک کارخانه سیمان یا کاشی جایی که روح ماهواره ها و بازرسان آژانس اتمی خبر ندارد مشغول فعالیت های مخفی هسته ای هستند و یکی از دلایل آنها برای خرید وقت و مقاومت در برابر تحریم ها بدست آوردن فرصت برای رسیدن به هدف شان است و آنها برای روزی لحظه شماری می کنند که بگویند دیگر تمام شد تا انقلاب مهدی بر مبل قدرت تکیه خواهیم کرد ملت ایران و حکومت امریکایی که در این ۴۰ سال نتوانستید هیچ غلطی بکنید. و تا ابد هم دیگر هیچ غلطی نمی توانند بکنند.
۴- و اما حکومت ایران به بلوغی شگفت در جنایت ، قتل و کشتار رسیده است . خلیفه فرتوت انقلاب بعد از کشتار قیام های قبلی مویه می کرد ولی دیگر خلیفه دیگر مویه نمی کند در قیام آبان ۹۸ به دستور باند حکومت و خلیفه سفاک تفنگ چی حکومتی با شلیک مستقیم به سر جوانان بی دفاع دست به جنایت و قتل صدها نفر زدند .
خلیفه سفاک که پس از اتمام سرکوب ۸۸ به همراهی دستیارانش ظریف ، محمود ، اخوند روحانی و اسد دست به کشتار ۴۰۰ هزار انسان سوری زدند، اکنون خلیفه با خود می گوید دردی که من را نکشد مرا قوی تر خواهد ساخت و الان من قوی تر از هر زمانی هستم منابع بی پایان ذخایر پولی برای استخدام تفنگچی و مطیع نمودن عقیدتی آنها را در اختیار دارم و به قول آن سرنشین پورشه ای که سرعت غیر مجازش باعث مرگ راننده جوان یک پراید در یکی از شهرهای ایران شده بود "ما هم کشتیم که کشتیم دیه اش شان را می دهم" این یک اصل انقیاد انسانهاست شکنجه و بعد پاداش ! تفنگ چی هم کشته بشه ناراحتی نداره انها هم از همین رعیت اند اولاد ما حکومتیان در امریکا و انگیس در پناه الله زندگی می کنند اگر قیام کنندگان که آنطوری که اپوزیسیون آرزوی آن را دارند و توصیه می کنند دست به اسلحه ببرند و من برای قتل معترضین تفنگچی کم بیارم باکی نیست کارم راحت می شود سوریه را چطور سوریه کردم همانطور ایران را هم سوریه می کنم ، خلبانان سلحشور ایران زمین که هستند مانند سوریه دست به کشتار انبوه می زنم کشتن ۴۰۰ نفر که چیزی نیست وقتی ۴۰۰ هزار شهروند سوری با حمایت روسیه ، اسد و داعش به قتل رساندم و کسی هم جربزه نکرد اعتراضی بکند و حتی رعایا را از خودم از این بابت متشکر ساختم که در سوریه از گور زینب حمایت می کنم و از من ممنون شدند چرا که اگر در سوریه نجنگیده بودم حالا باید در تهران می جنگیدیم ، کشتار رعیت در اینجا که قلمرو من است و من صاحب جان شان هستم کاری ندارد.
۵- هیچ پدیده ای هم در این دنیا همیشگی نیست و حکومت ها هم همینطور آغازی داشته و پایانی هم دارد حکومت ملایان هم اگر به قدرت هسته ای دست پیدا نکند عمرش خیلی طولانی نخواهد بود و می تواند ورق بر گردد، حوادث تاریخی قابل پیش بینی نیستند ولی اکنون سطح اراده خواست و اگاهی مردم در اندازه ای نیست که توان تغیر در سرنوشت خود را داشته باشند، امریکا و غرب در حال حاضر می خواهند در کنار همین رژیم باشند اپوزیسیون داخلی و خارجی سالم نیستند.
ولی مسلما روزی شرایط دگرگون خواهد شد و یک عامل و یا چندین عامل خارجی و داخلی دست در دست هم خواهند داد و آبستن تحول خواهند شد ولی یک تحول مثبت ارزنده و مطلوب است، جوانان بیست و چند ساله بی دفاعی که به دست تفنگ چی های خلیفه خونخوار به قتل می رسند گناه خون ریخته شان تنها بر گردن تقنگ چی های خلیفه و شخص خلیفه نیست بلکه بر گردن گردن نسلی است که آینده آنها را سیاه کرد، نسلی که الان در میانسالی ، سالمندی کهنسالی بسر می برند و یا فوت کرده اند، توده نادانی که با جهل مذهبی و عقب ماندگی شان در خروجی یک تحول شوم نقش داشتند. و کسانی که چهار دهه است با توجیه اینکه فلان جناح خوب است در انتخابات این رژیم شرکت می کنند.
یک تحول نادرست منجر به تکرار همان چرخه شوم ساختارهای قبلی خواهد شد و تحول فقط در مدل و قالب حکومت خواهد بود نه محتوای ساختاری آن ، تاج جایش را به عمامه می دهد و روح رضا شاه شاد امروز تبدیل به روح خمینی شاد آینده خواهد شد. بنیان یک نظام سیاسی جدید با مدیریت یکی و یا ائتلافی از گروههای اپوزیسون داخلی و گروه های سلطنت طلب، انشعاباب مختلف کمونیستی و مجاهدین خلق اسلامی و ... منجر به تسلسل حیات دوباره تفنگی چی های آدم کش خواهد شد که مصنونیت را برای مبل نرم اعمال کنندگان قدرت فراهم می آورد. آنها حاضر نیستند برای یک تجمع در حمایت از ایرانیان معترض در کنار هم حضور داشته باشند چه برسد برای تدوین قوانینی که توان جنایت کردن ، استبداد ، فساد و سرکوب را از صاحبان قدرت در آینده را که تلاش دارند خودشان باشند سلب کند، همکاری نمایند . بدون شک آنها اگر فردا در سمت های مختلف قدرت قرار گیرند چیزی مانند قوه قضائیه مستقل را که در صورت لزوم افراد بر کرسی قدرت را به میز محاکمه بکشاند و مجازات کند دوست ندارند، مایل به وجود قوانینی که اختیار کشتن انسان بی دفاع معترض را در خیابان توسط تفنگ چی ها توپچی ها و خلبان ها را سلب نماید و قاتل و آمرین قتل را به مجازات کند و وجود قوانینی اقتصادی که منابع ثروت های نفتی را ملی کرده و در اختیار مردم قرار دهد و در مقابل مردم به دولت مالیات بدهند نیستند.
راه چاره چیست ؟ اول قانون سپس تمهیدات و سازکاری که متضمن اجرای
تعین قوانین باشد که شامل نهادهای نظارتی ، قوه قضائیه مستقل ، حذف دخالت نیروهای نظامی در امور سیاسی ، احزاب متکثر و نهادهای دمکراتیک و حقوق بشری می شود. آیا این اتقاق خوب خواهد افتاد ، آیا مبنایی ایجاد یک نظام اجتماعی و سیاسی مدرن و انسانی در خاورمیانه بربریت که صاحبان قدرت براحتی قتل و جنایت می کنند ایجاد خواهد شد دشواری های برای تحقق این اتفاق خوب وجود دارد بیشتر این دشواری ها پیش بینی شده نیستند و کسانی هستند که می توانند عهده دار این امر شوند ولی شناخته شده نیستند، تفنگ چی و ابزار رسانه ای و معرفی ندارند! کسی و سازمانی نیست آنها را مدیریت کند و بودجه ای را به انها اختصاص دهد خودشان هم به دلیل ریسک ها و موانع و نبود هزینه ها انگیزه حضور و تشکیل نهاد ندارد! اپوزسیون خارجی و داخلی هم که دنبال فرصت و رقابت قدرت است و تفنگ چی می خواهد.
چه کسانی هستند که پتانسیل این را دارند که این امر را بر عهده بگیرند و آیا اینچنین تلاشی اصلا وجود دارد؟ و آیا با همه موانع این امر صورت خواهد گرفت؟
آنها از نخبه های اکادمیک دانش سیاسی ، حقوق ، اقتصاد ، جامعه شناسی ، فلسفه و... در دانشگاهها و یا خارج از دانشگاههای کشور در داخل و یا در خارج از کشور هستند و از کسانی هستند که دارای روح ، نگاه و اندیشه آزاد و هیومانیستی می باشند. آنها باید شناسایی شده و سازماندهی شوند تا دیر نشده باید با حمایت کنشگران مدنی ، مردم مجمعی برای تدوین قانون اساسی و قوانین مدنی کشور و سازکارهای آن که نظارت و اجرای قوانین را بر اساس نظام سیاسی و اجتماعی ، دمکراتیک ، انسانی مترقی میسر می کند، شکل گیرد فعالیت این مجمع با مشروعیتی که خواهد داشت باید اقتدار و می بایست چارچوب فعالیت های گروههای سیاسی را تعین نموده و دوره گذار را مدیریت کند.
ر- ظاهری - ۵ دسامبر ۲۰۱۹


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر