۱۳۹۸ آبان ۸, چهارشنبه

سال پیش در هنگام گذر از مرزها و جنگلها، تیرگی ها و روشنی ها در لابه لای  روزنه های درختان دیدن دانوب آبی و صدا و نسیم نمناکش در شب تسکین بخش سختی ها و دلهره های مان بود. چقدر دوست داشتیم با ماهیگران و قایق رانان دانوب بالکان و مجار که نباید ما را می دیدند صحبت می کردیم.
 مردی امروز ‌من و دوستم را با کیسه ها پر در دست می بیند و می گوید کار خوبی کردید وین از شماها تشکر می کند. و امروز با دانوب دوست شدیم و همراه با فرزندان دانوب کمک کردیم که دانوب زیبا ، پاک بماند...



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر