۱۳۹۸ مرداد ۲۸, دوشنبه

یک سال و اندی است مجبور به جلای سرزمین شدم و در این مدت با افغانی های زیادی که بیشتر از اقوام پشتون بودند هم کلام شده ا م . با انها مشکل فردی نداشتم قبلا از  آن خوشبین به ثبات و آینده وضعیت افغانستان بودم. ولی بر عکس به یک واقعیت تلخ و انکار ناپذیر دست یافتم " افغانستان هیچگاه روی ارامش به خود نخواهد دید مذاکره و صلح با  طالب و طالب ها بی نتیجه است چون آنها در دهها فرم مختلف ظهور خواهند کرد " به جز وجود  حکومت های شریر مانند جمهوری اسلامی که از این گروهها حمایت می کنند، نیروی مستعد برای رشد این گروهها در این کشور وجود دارد اگر وجود نداشت این پدیده در آنجا شکل نمی گرفت استعمار بریتانیا چایی را از چین برای کشت به انگلستان آورد ولی در آب و هوای انجا عمل نیامد.
مردم ایران آرام و قرار نگرفتند  تا با پوست و استخوان حکومت مقدس دینی را تجربه نکردند و تا نزدیک نیم قرن است سیه روزی نکشیدند ‌و تا آدمهای این کشور مانند من تا نصف زندگی شان تباه نشد، نداستند که حقیقت چیست و هنوز بخش زیادی آنرا درک نکردند و شوربختی شان هنوز ادامه دارد و راهی برای رهایی از ندارند و این وضعیت باعث تاسف است  برای آن بخش از جامعه افغانستان است که می خواهد زندگی امروزی داشته باشد دانشگاه برود  وارد مشاغل خوب شود و در فضایی امن از نظر آزادی فردی ، اندیشه ای ، سیاسی ، پوشش ، سبک زندگی و رفتار اجتماعی معاصر زندگی کند. شاید الان دختری در یکی از دهکده های والسوالی ننگرهار افعانستان دلش می خواهد با موی آزاد ، لباس ورزشی و شلوار کوتاه مانند دخترهای دهکده های اتریش بدود و یا برقصد و دوست بگیرد و اعلامیه جهانی حقوق بشر مبنانی قوانین کشورش باشد.  وقتی که بیشتر مردم افغانستان یک حکومت مقدس طالبی می خواهند و در در مناطق هزارگی مدل ایرانی آنرا می خواهند  که ۱۰۰ سال بر آنها هم حکومت نکند بلکه بر افغانستان حکومت کند چون که خودشان می خواهند به دلیل وجود طالب به اروپا مهاجرت کنند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر