مانند کسانی که در جرگه طرفداران دو جریان همیشگی هنر برای هنر و یا هنر در خدمت مردم هستند، نیستم و هنرمند را آزاد می بینم که از فرمهای هنری صرفا برای مقاصد ناب هنری بهره گیرد و یا اینکه محتوی فرم هنری را برای مقاصد و تعهدات انسانی بکارگیرد. مسلما آنچه که اثر هنری را ارزشمند می سازد آفرینش کیفیت ها ، جلوه های ناب و بیان خلاقه و اصیل در اثر هنری می باشد و الزامی نیست که ضرورتا فرم های اثر هنری با محتوی ، بن مایه ها و مضامینی جهت حصول به بیان نمودن و انتقال مفاهیم انسانی ، اخلاقی ، اجتماعی و ارزشهای انسانی، همراه گردد. ولی هنرمند مانند همه انسانهای یک اجتماع و خصوصا و در جایگاه آرتیست بودن به سبب تاثیر گذاری بیشتر و روح هنرمندانه اش متعهد است که آگاهی ، حساسیت اجتماعی ، رای و تلاش در جهت رفع آزارها انسانی ، اجتماعی و نقد بی دادگری داشته باشد. فرهادی بصورت نمایشی با انتقاد از وضعیت گورخوابها به طریقی زیرکانه تنها برای یک مورد در این باره رفع تکلیف کرده است. ولی اکنون نگاهش را به مسایل انسانی و حقوق بشری به فراتر از گستره مرزهای کشورش برده است ! وی به انتقاد از ترامپ به دلیل سیاست محدودیت ورود ایرانیان به سرزمین شیطان بزرگ پرداخته است و از تهدید ریس جمهور جدید آمریکا برای حقوق بشر جهانی و رذالت هایش سخن به میان آورده است که بسیار امر مبارکی است که حاکی از حساسیت او نسبت به حقوق انسان و جامعه انسانی دارد. ولی انگار نه ! شایبه ای دیده می شود ! عدم صداقتی دیده می شود ! گویی او بجزء آن استثنای ذکر شده در مورد گورخوابها تنها در کشور آمریکا باور به این آرمان و تعهد دارد و در برابر بیشمار مصادیق فقر ، ستم ، استبداد و پایمال نمودن حقوق بشر در کشوری که در در آن زاییده شده ، ببالیده شده و متوفی و مدفون خواهد گشت، سکوت نموده است ! و اگر هم به گفته خودشان از یک جهانیم و به جهانشهر باور دارد و او تفاوتی بین آمریکا و ایران برایشان در موطن بودن نیست می بایست از ستم ها، رنج ها و سیاهی های هر دو نقطه از این سرزمینهای ازیک جهانش می گفت!
استمرار سنت پایدار مناسبات دربار با ملک شعراها که بالاترین مقام را در بین شاعران دربار داشته اند ، نقاش باشی ها ریس نقاشان دربار ، خطاط مخصوص شاه ( خوشنویس اول دربار) و ... به قوت خود باقی است هر چند شاید این رابطه بنا به اقتضای دوران جدید بصورت پنهان تری در محتوای آثار و رای هنرمند مشهود است. در مواردی چون فرهادی که هنرمند مستفیض از
اعتبارات سخاوتمندانه بیت المال برای ساخت آثار ، ساز و کار
معرفی آثار و حمایت برای ارایه جهانی آثارش در پر سر و صدا ترین و پرهزینه ترین شاخه هنری معاصر است آوازه هنرمند ، رای هنرمند و اثر هنرمند در اغلب مواقع در راستای نه خدمت به مردم بلکه برای مشروعیت دادن به هژمونی گروه حاکم در قدرت است.
سردشت - رامان ظاهری - 11 اسفند ماه 1395

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر