بعد از انقلاب 1979 ساختار فرمانروایی به وجود آمده در ایران که با ظهور گفتمان پست مدرن همزمان شده بود و از مولفه های آن توجه به زنان ، کودکان و سیاهان ، اقلیت ها ، تراجنسیتی ها و... بود . در برابر این دگرگونی و به تبع آن حاکمیت شروع به توجه به مساله زنان با رویکردی متفاوت نمود و به تلقین و ایجاد ارزش گذاری دینی و سنتی که برگرفته از کلیت ایدولوژی حاکم بود اقدام نمود و به ساخت وتقویت اسطوره های زنان چون فاطمه زهرا مانند الگوی برای زنان مسلمان پرداخت ، در کنار ان بصورت پنهان و ضمنی کمک به ایجاد نوعی فرهنگ عمومی مهریه های کلان صدها و هزار و چند صد سکه ای درعقد آیینی و حقوقی زنان نمود و در پی آن چشم همچشمی های شگفت در میان دختران شهری تهران ، تبریز ، شیراز ، مشهد و... برای فخر فروشی و دریافت ارقام بیشتر در ازدواج به وجود آمد و حکومت ذر کنار آن بصورت حقوقی شروع به حمایت قضایی شدید از حقوق سنتی و دینی زنان که ساخته و برامده ازسنت ، ارزش گذاری و فرهنگ سازی حاکمیت بود نظیر تضمین حقوقی پرداخت مهریه های سنگین ، نفقه ، هدایای گران در عقد و ... نمود که در موارد بسیاری اسبابی جدید برای اخاذی و به نکبت کشیدن مردان فریب خورده بسیاری گردید .
در کنار این ارزش گذاری ایجاد شده حکومت ، الگوی های مدرن و امروزی زنان همچون برابری ، و یکسانی حقوق وجود داشت که زنان تحصیل کرده ایرانی با آن آشنا شده بودند و از طریق رسانه های برون مرزی ، رسانه های گروههای سیاسی اخراج شده از مشارکت سیاسی کشور به تبلیغ و آشنا کردن زنان نسبت به حقوقشان پرداخته شد ولی این الگو به سبب
عدم مشارکت و قدرت سیاسی و رسانه ای این گروههای در ایران تاثیر بلافعل کمی داشت و خود زنان ایرانی نیز در برابر امتیازات وسوسه انگیز سنتی حکومت به گونه ای به احساس امنیت، خرسندی و رضایت دست یافتند. مردان و زنان لایه های روشنفکر ایرانی هم هرچند از لحاظ تئوریک طرفدار ایده و خواست برابری جنسیتی بودند ولی به سبب رشد و تکوین تربیتی شان از دوران کودکی در بستر فرهنگ سنتی دینی و مردسلارانه و در گستره هژمونی فرهنگ غالب رشد یافته بودند به گونه ای کامل در زندگی آنها هم الگویی برابری و یکسانی جنسیتی محقق نشد.
تحقق تساوی حقوق زنان با مردان از خواست آنها شروع می شود خواستی که متناقض با فرهنگ ایجاد شده حاکمیت است و حاکمیت آنرا متباین با بنیانهای ارزشی خود می داند و با همه ابزارها و مشوق ها سعی در تضعیف خواستهای امروزی و تقویت الگوهای خود و ساکت نگه داشتن زنان با همه مشوق ها ، حمایت ها و امتیازات سنتی و ارزشی است که از زنان حمایت می کند.
زنان باید حقوق خود را همچون یک انسان و بدون تفاوت و تمایز جنسیتی بشناسند ، باور و اعتماد به نفس زنان در راه این هدف باید به وجود آید، چون به گونه ای ناخواسته فرهنگی که زنان در آن رشد یافته به همراه ارزشهای تلقینی حاکمیت به تربیتی تسلیم پذیرانه و اطا عت گونه از زن پرداخته و حتا گاهی زنان اگاه از حقوق و دارای مبانی اندیشه ای تساوی خواهانه به صورت نا خواگاه متاثر از آن هستند.
جستجو نکردن تحقق امر ازدواج همچون تحقق آمال نهایی زنان مهمترین ابزار لازمه برای دستیابی به حقوق برابر زنان با مردان است و این هم مستلزم استقلال مالی زنان ، اراده و قدرت مراقبت ازخود در اجتماع و اینکه برای دستیابی به امنیت و آرامش خود توسل جو و دلگرم به امتیازات سنتی و حقوقی که حاکمیت از سوی مرد برای آنها تعین کرده نباشند است، انگیزه های دستیابی به نقش های اجتماعی پررنگتر زن و موفقیت های زنان در اجتماع و ایجاد یک زندگی شاد وسالم بدون نیاز به وجود مرد در مقابل انگیزه گریزناپذیر ازدواج برای زن باید برجسته تر گردد و امکان ایجاد زمینه های حقوقی و فرهنگی داشتن فرزند همچون براوردن یک نیاز غریزی و احساسی زن برای مادر شدن برای زنانی که مایل به زندگی مداوم با مرد نیستند فراهم شود ، چون در واقع پذیرفتن حقوق کاملا همسان با زن از سوی مرد مستلزم زمینه های فراوانی است حتی مردان روشنفکر بسیاری که از لحاظ نظری مدافع برابری حقوقی زنان با مردان هستند درعمل این برابری را به طور کامل در زندگی خود نمی پذیرند و نسبت به زنان خانواده و همسر خود دچار تعصبات ناموس مدارانه و مرد سالارانه می شوند و استراتژیی سودمندانه را در تمایز گذاری با باورهای برابری جنیستی شان هنگام برخود با زنان خانواده خودی در مقابل غیر خودی بکار می گیرند، ضمن این رویکرد سودگرایی از سوی برخی مردان ، پذیرفتن نظری این اصول متناقض با باورها و ارزش های سنتی و مرد سا لارانه ای است که در آن مردان رشد یافته اند و هم در تضاد با غریزه نرینه ای تصاحب خواهانه مردان است. زنان تنها در صورت به وجود آمدن یک بستر برابر که یک زندگی همراهانه ، و برابر را که در یک درتوافقی دو دوسویه حاصل شده و در تفاهمی مشترک از نوع الگوی شیوه زندگی زناشوی و خصوصی متقابل شان به دست می آورند تن به زندگی مشترک بدهند.
رامان ظاهری - 17اسفند ماه 1394سردشت
عکس : رامان ظاهری - تیر ماه 1392تهران

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر